نکات کلیدی در تصمیم گیری (4)

تهیه و تنظیم: لیلا دهقان

1.     منظور از مشارکت، سیستم مدیریتی است که درآن اعضا سازمان در تصمیماتی  که اتخاذ می شوند صاحب نفوذند کمسیون، جلسه، شورا و... از جمله  تدابیری است که می توان به وسیله آن فکر ونظریات  مختلف را از افراد جمع آوری کرد.
2.     مک گرگور معتقد است که باید به جای تئوری xتئوری y را پایه و اساس سازمان مدیریت دانست.
3.     سازمان سنتی : سازمان سنتی سازمانی است که در آن کارمند مشارکت و دخالت زیادی در تصمیم گیری ها ندارد.
4.     مک گرگور معتقد است که سازمان سنتی مانع از رشد انسان و برآورده شدن خواسته های درونی می شود.
5.     آرجریس : اعتقاد دارد که سازمان سنتی مانع از رشد انسان و براورده شدن خواسته های درونی او می شود.
6.     بنیس : با جسارتی از دیگران اعتقاد دارد دموکراسی اجتناب ناپذیر است و مفاهیم سنتی موجود در مدل هایی ازقبیل بوروکراسی  وبر برای سازمان های امروزی مناسب نیست.
7.     لیکرت چهار سبک مدیریت را تشخیص داده که سطح چهارم مدیریت را مدیریت مشارکتی می نامد.
8.     اگر بخواهیم از  مشارکت به  عنوان یک تکنیک در مدیریت استفادهکنیم باید مشارکت را دخالت داشتن افراد در  فرایند تصمیم گیری تعریف کنیم.
9.     مک فارلند معتقداست مدیر می تواند میزان و محتوا مشارکت افراد را در تصمیم گیری به ترتیبی تعیین نماید که منطبق با شرایط و تجربیات واقعی در محیط کار باشد.
10.     مهمترین متغییر ها از نظر مک فارلند :
•    مهارت و تخصص مدیر
•        تجربه مهارت و توانایی مرئوسین
•      موقعیت
11.     مشارمت یکی از ارکان اصلی در تئوری دموکراسی است.
12.     ریشه های مدیریت مشارکتی را می توان در تئوری دموکراسی سوسیالیستی و نئو کلاسیک و انسان گرایانه مدیریت یافت.
13.     فرصیه اصلی در دموکراسی این است که هنگامی که دانش تک تک افراد به یکدیگر ملحق و از آن به طور جمعی و یکجا استفاده شود.
14.     هرزبرگ و مزلو معتقد هستند که براوردن نیاز های اساسی افراد نقش مهمی در رضایتمندی کارایی و تولید انها ایفامی کند.
15.     بر خلاف مکتب سوسیالیسم که هدف از مشارکت تحول و رشد کلی جامعه است هدف انسان گرایان در پشتیبانی از مشارکت کارمندان در امور رشد و شکوفایی فرد در چهار چوب سازمان است.
16.     مکتب نئوکلاسیک ها مشارکت را یکی از ارکان اصلی سازمان و مدیریت به شمار می آورد.
17.     مشارکت یکی از ارکان اصلی در تئوری دموکراسی است و تلاش برای ایجادمدیریت مشارکتی تلاشی برای معرفی و وارد کردن مفاهیم دموکراتیک به صنعت است.
18.     یکی از تحقیقات اولیه وبا ارزش درباره مزایا و محدودیت های مشارکت به عنوان تکنیکی در مدیریت به وسیله نیمن و اسمیت در دهه 1930 طی یک دوره چهار ساله انجام گرفت.
19.     در اوایل دهه1950 پیتر دراکر مدل مدیریت بر مبنای هدف را معرفی می کند.
20.     هدف اصلی در مدل دراکر ادغام و بهم پیوستن اهداف فردی و گروهی با اهداف کلی سازمان است.
21.     ویژگی اصلی این مدل همکاری و مشارکت رئیس و مرئوسین در تعیین اهداف و چگونگی نیل به این اهداف است.
22.     ویژگی های تصمیم گیری متمرکز :
•    اهداف کاملا تعریف شده و روشن باشد.   
•         تقسیم کار در سازمان معلوم و معین باشد.
•      مهارت های لازم برای انجام وظایف در مرئوسین وجود دارند
•    عوامل خارجی در محیط سازمان را تحدید و آن را در معرض خطر نابودی قرار می دهد.
•     افراد می دانند که به سرعت عمل نیاز است.
•     افراد تجربه قبلی با تصمیم گیری متمرکز داشته باشند.
23.     ماندی و همکارانش به این نتیجه ریده اند که اصولا اثرات مشارکت در تولید و کارایی بدرستی معلوم و شناخته شده نیست و شواهد و مدارک زیادی از وجود یک رابطه مثبت میان مشارکت از یک سو و رضایت شغلی و تولید بیشتر ازسوی دیگ باشد وجود ندارد.
24.     میتنبرگ معتقد است از آنجایی که بعضی از تصمیمات بسیار تخصصی و تکنیکی هستند، تخصص و دانش تخصصی برای اداره سازمان ضروری می باشد – و طبیعی است که کارشناسان، متخصصین و صاحبان چنین دانشهایی، صاحب قدرت و نفوذ باشند.
25.     توزیع قدرت و عدم تمرکز آن هنگامی به طور کامل وجود خواهد داشت که قدرت، نه بر اساس مقام و نه بر اساس دانش تخصصی، بلکه بر اساس عضویت در سازمان توزیع شود وهریک از اعضا، سهم مساوی در تصمیم گیری داشته باشند.
26.     دموکراسی یعنی توزیع قدرت بر اساس قانون
27.     بررسی و مطالعاتی که استراس و روزنستاین درباره مشارکت کارگران در هشت کشور در آسیا، روپا و خاورمیانه انجام داده اند نیز مؤید این امر است. این مطالعات نشان می دهند که :
•    شرکت دادن سطوح پایین تر سازمان در تصمیم گیریها، اکثر تدبیری بوده است که مدیران سطوح بالاتر از آن به عنوا ان راه حلی سمبولیک برای رفع تناقضات ایدئولوژیکی استفاده نموده اند.
•     در عمل مشاهده شده است که شرکت دادن افراد در تصمیم گیریها، اولاً از موفقیت محدود و پراکنده ای برخوردار بوده است،
•     ثانیاً موفقیت آن بیشتر در رابطه با مسایل پرسنلی و رفاهی بوده است تا در امور مربوط به تولید
•    شاید ارزش واقعی شرکت دادن افراد در تصمیم گیریها این باشد که به وسیله آن می توان تعارضات و اختلافاتی را که معمولاً در سازمان بروز میکند، مرتفع نمود. همچنین با شرکت دادن افراد در تصمیم گیریها، مدیریت می تواند زمینه لازم برای پذیرش و پیروی از نیات و خواسته های خویش را فراهم آورد
28.     که درباره مدیریت مشارکتی نخست دو فرضیه رامورد توجه قرار داد :
29.     فرضیه قابل سنجشی است که اظهار میدارد که مشارکت کارکنان در امور تصمیم گیری منجر به افزایش تولید می شود. فرضیه ای است که ارزشی و نمی توان مانند فرضیه اول آن را سنجید.
30.     مینتزبرگ دانش و تخصص افراد را به عنوان یک متغییر مطرح کرد.
31.     هرسی و بلانچارد خبرگی را به عنوان عامل مهم در مسئله مشارکت مطرح می نماید.
32.     منظور از بلوغ  رشد و رسیدگی سنی و یا تعادل روانی نیست، بلکه کارمند بالغ، کارمندی است با خصوصیات زیر :
•    کارمندی که در او اشتیاق و خواست برای نایل شدن وجود دارد.
•     کارمندی که دارای آمادگی و توانایی قبول مسؤلیت است.
•    کارمندی که تحصیلات ویا تجربه و مهارت لازم برای انجام وظایفی که به او محول شده است را دارا می باشد.
33.     مطالعات نشان می دهند :
•    هر قدر بلوغ فرد در کاری که انجام می دهد بیشتر باشد به همان نسبت احتمال اینکه مشارکت بتواند ابزار مفید برای مدیر باشد بیشتر است.
•    هرقدر خبرگی فرد یا گروه کمتر باشد به همان نسبت احتمال اینکه مشارکت بتواند ابزار مفید برای مدیر باشد کمتر خواهد بود
   34.. مزایای مشارکت اشاره شد که ارزش مشارکت، تابع ارزشهای اجتماعی – فرهنگی هر جامعه خاص است. مهمترین مزایای مشارکت :
•    با شرکت دادن افراد در تصمیم گیریها به آنها می فهمانیم که به توانایی واستعدادهای بالقوه ایشان اعتماد داریم.      
•    در اثر مشارکت در تصمیم گیریها، فرد احساس یکی بودن با سازمان می کند و کار در سازمان حالت و کیفیت مثبتی به خود می گیرد.  
•    شرکت دادن فرد در تصمیم گیریها این احساس را در او بوجود می آورد که نظرات او مهم و خودش مطرح است.
•    اگر به تعداد بیشتری از مرئوسین اجازه مشارکت در امور داده شود به تعداد کمتری رئیس نیاز خواهد بود
•   . مشارکت می تواند در درک و فهم بهتر اهدافی که به دنبال آن هستیم و در درک و فهم بهتر مکانیسم هایی که برای نیل به این اهداف به کار گرفته ایم، مؤثر باشد.
•   . دعوت از افراد به مشارکت در تصمیم گیریها، در واقع نوعی قدرشناسی از ایشان است. مشارکت کارمند در امور می تواند از دو طریق در افزایش کارآمدی و اثر بخشی او مؤثر باشد.
•   . افراد صاحب نفوذ عموماً نسبت به کار خود احساس مسئولیت بیشتری می کنند و راضی تر از کسانی هستند که از نفوذ کمتری برخوردارند.
•    9. در یک طرح، مشارکت مدیریت و اتحادیه در تصمیم گیریها نتایج زیر را بوجود آورد : الف ) اثر مثبت مالی ب ) اثر مثبت رفتاری ج ) نگرش بهتر افراد نسبت به کار
•    با مشارکت اعضا در امور، عقاید و نظرات مدیریت مقبولیت بیشتری پیدا می کند و همکاری با مدیریت بیشتر می گردد.
•    در نتیجه افزایش در مشارکت : کاهش در موارد تخلف از قوانین ایمنی، کاهش در میزان سوانح و حوادث، کاهش در میزان وقت تلف شده و کاهش در هزینه ها.
•    با توسل به روش و تکنیکهای سنتی مدیریت نتایج کوتاه مدت چشمگیری را می توان به دست آورد، ولی این به قیمت ضایعات بیش از اندازه منابع و سرمایه های انسانی است.
34.     محدودیتهای مشارکت :
•      نهضت مدیریت علمی دارای نظراتی است که عکس فلسفه مدیریت بر اساس مشارکت می باشد.
•      یکی از عوامل بسیار مهم در اینکه آیا مشارکت، عملی و اجرا شدنی است یا نه، زمان و محدودیت زمانی است.  
•    این فرض صحیح نیست که همه کارکنان از نظر علاقه مندی به مشارکت در تصمیم گیریها و از نظر صلاحیت برای اظهار نظر در امور یکی و یکسانند.       کارکنان به مشارکت در اموری که رابطه مستقیم با کارشان ندارد و یا اموری که در آن ذینفع نیستند، علاقه ای ندارند.
. شاید اصولاً این فرض که کارمند بی صبرانه منتظر ایستاده است تا ما او را در کار دخالت دهیم صحیح نیست.
•   . برخورد بعضی از مدیران با مسئله مشارکت، سطحی و ظاهری است.
•   . همانطور که ممکن است مدیر در مفیدی و اثربخشی واقعی مشارکت مرئوسین در تصمیم گیری شک داشته باشد، در مرئوسین نیز تردید و دو دلی برای مشارکت در تصمیم گیریها مشاهده می شود.

35.     مطالعات و تحقیقاتی که در سازمان درباره  مشارکت کارمندان در امور و تصمیم گیریها انجام گرفته است، عموماً این نظریه را تایید می کند که اکثر کارکنان مایلند در تصمیماتی که در رابطه با کار آنها اتخاذ می شود، دخالت و نفوذ بیشتری داشته باشند.
36.     در حالی که مشارکت باید واقعی باشد تا مؤثر باشدمتاسفانه آنچه که در سازمانهای امروزی زیاد به چشم می خورد مشارکت کاذب است.
37.     رئیس باید با فکری باز و بدون پیش فرضیات و پیش قضاوتها، مزایا و معایب همه جانبه مشارکت را به دقت ارزیابی کند و تصمیم مقتضی اتخاذ نماید.

بازدید : 9949

نماد اعتماد
logo-samandehi