اصول بهبود بخشی نوکیا

اگر تلفن همراه دارید یا به آن دسترسی دارید، آن را در دست بگیرید. حالا به نام سازنده که بر روی آن گوشی تلفن درج شده نگاه کنید. اگر شما هم مثل من- یا مانند یک سوم جمعیت دنیا که چنین تلفن هایی دارند، باشید نام گوشی تلفن شما نوکیاست.

با اینکه می دانید بزرگترین سازنده ی تلفن های همراه در دنیاست، احتمالا از اینکه شرکت نوکیا چگونه کار خود را آغاز کرد. هیچ اطلاعاتی ندارید. این شرکت حدود یک قرن پیش توسط فردریک آیدستام شکل گرفت. در اواسط دهه ی ۱۸۶۰ که صنعت کند و راکد فنلاند شکوفا شد، آیدستام کارگاه کوچکی در کنار رودخانه، احداث و شروع به کاغذ سازی کرد. چند سال اول، به ویژه در فنلاند، شرکت سعی و کوشش فراوانی به کار برد. اما هنگامی که آیدستام به خاطر تولید ماده ی اولیه به صورت پالپ کاغذ مدال برنز گرفت، فروش نوکیا ناگهان افزایش یافت و طولی نکشید که به یکی از شرکت های بزرگ مهم تبدیل شد. این شرکت نه تنها در موطن خود فنلاند بلکه در دانمارک، روسیه، آلمان، انگلستان و فرانسه نیز بازارهایی به دست آورد. طولی نکشید که شرکت دو کارخانه ی کاغذ سازی دیگر دایر کرد.
اواخر دهه ی ۱۹۸۰، نوکیا رشته ی فعالیت خود را تغییر داد. این شرکت یک نیروگاه آبی تولید برق در نزدیکی اولین کارخانه خود بر پا کرد. و صنایع پلاستیک سازی فنلاند را به عنوان مشتری به سوی خوب جلب نمود. پس از چند سال، شرکت پلاستیک سازی عملیات خود را به نزدیک نیروگاه برق نوکیا انتقال داد. بعدهااین دو شرکت با هم شریک شدند.
کار این دو شرکت در جریان جنگ جهانی اول و پس از آن، خوب بود. در سال ۱۹۲۲، آنها سهام عمده ی صنایع کابل فنلاند را خریداری کردند و وضعیت بهتر شد. آنها به فروش محصولات موجود از جنگلبانی و پلاستیک سازی ادامه می دادند. اما رشد شرکت در چهل سال بعد مدیون فروش محصولات کابلی آنها بود. محصولاتی نظیر کابل های نیرو، کابل خطوط تلفن. هم چنین در زمینه های جنگلبانی، پلاستیک و الکترونیک فعالیت می کردند.

در جریان دو دهه ی بعدی، نوکیا دوران سختی را تجربه کرد. این شرکت به ترکیبی از رشته های مختلف تبدیل شده بود، و این امر موجب اتلاف پول می شد. مدیران نوکیا می دانستند که شرکت به بهبود وضعیت نیاز دارد.
راه حل مشکلات نوکیا از منبعی غیر منتظره به دست آمد. در سال ۱۹۹۰، مدیر جوانی که بیش از ۵ سال با نوکیا کار کرده بود، ماموریت یافت که مسئولیت بخش غیر سود آور تلفن های همراه را به عهده بگیرد و آن را متحول کند. نام او یورما اولیلا بود و در امور مالی و بانکداری سابقه داشت. او به حدی در ماموریت خود موفق شد که در سال ۱۹۹۲ به سمت مدیر عامل و رئیس نوکیا انتخاب شد.
چالش بعدی اولیلا متحول کردن کل شرکت بود. او استراتژی دوگانه ای در پیش گرفت و تمرکز اصلی شرکت را در عرصه ای قرار داد که بیشترین امکانات احتمالی را در آن می دید، تکنولوژی ارتباطات این امر به معنای چشم پوشی شرکت از فعالیت در رشته هایی نظیر کاغذ سازی و پلاستیک و کابل بود. اولیلا ماموریت یافت که افراد را جایگزین درختان کند. به این معنی که شرکت مجددا سازمان یافت و بیشتر به منابع انسانی نه منابع طبیعی ارزش داد. این امر به ویژه برای شرکتی که در زمینه تکنولوژی تجارت می کند مهم بود. اولیلا گفته است: (( چالش کلیدی شرکت های تکنولوژیک امروزی، چگونگی بازسازی خودشان است. دوره های تولید تکنولوژی کوتاه ترند. ما باید ناپیوستگی هایمان را بازسازی کنیم و آنها را به خدمت خودمان در آوریم)).

اولیلا شخصا ارزش بازسازی خود را می داند. او سه درجه استادی به دست آورده، در علوم سیاسی، اقتصاد و مهندسی. هدفش رشد شخصی بوده و آن را در شرکت رایج کرده است. هدف نوکیا بر چهار اصل استوار است: رضایت مشتری، احترام به افراد، کسب موفقیت و آموزش مداوم.

اولیلا می گوید: (( آموزش مداوم در نوکیا شامل همه ی افراد می شود تا خود را باز سازی کرده و کارائی شان را بهبود بخشند. )) آنچه در این فرد صادق است، برای همه ی شرکت به عنوان یک کل نیز صادق است. برای بهبود یک تیم، حتی اگر تیمی مانند نوکیا باشد که بیش از ۶۰ هزار عضو دارد باید افرادی را که در تیم هستند، بهبود بخشید. استراتژی اولیلا صحیح بوده است. او یک شرکت شلوغ بی تدبیر را به یک شرکت بین المللی ۲۰ میلیارد دلاری در زمینه ی ارتباطات تبدیل کرده است. در ابتکار و نو آوری در این شرکت در ۱۵ زمینه مهم مقام اول را کسب کرده است. اگر تلفن همراه شما درب کشویی، رنگ زیبا و آرمی دلپذیر دارد یا اگر می توانید زنگ آن را با آهنگی دلنشین تنظیم کنید، اگر امکان گپ زنی و پیام های کوتاه را دارد، همه ی اینها را مدیون نوکیا هستید. همه ی این ایده ها را نوکیا وارد بازار کرد و ابتکارات بیشتری هم در راه است. چرا؟ زیرا افراد تیم نوکیا پیوسته خود را بهبود می بخشند و تا زمانی که آنها به بهتر شدن و رشد ادامه می دهند، نوکیا نیز پیوسته بهتر می شود.

اولیلا تاکید می کند(( فکر می کنم در تمام دنیا شرکت دیگری وجود داشته باشد که بتوانند خود را برای طرح های آینده آماده کند. این شرکتی است که اگر شما بخواهید خود را نشان دهید، اگر بخواهید خود را بهتر می کنید، به شما مجال خواهد داد. ))

 سه روند بهبود بخش افراد:
آمادگی: ناپلئون هیل خاطرنشان می کند: مهم نیست قصد انجام چه کاری را دارید، مهم این است که بتوان روی آن حساب کرد. اعضای خود بهبود بخش تیم در این مورد فکر می کنند که امروز چگونه می توانند بهبود یابند. نه اینکه در آینده چه نوع بهبودی خواهند یافت. هنگام صبح که از خواب بیدار می شوند از خود می پرسند امروز چه چیز هایی می توانم یاد بگیرم؟ سپس به یادگیری آن چیزهای ((ممکن)) می پردازند. در انتهای روز، از خود می پرسند: امروز چه چیزی یاد گرفتم که فردا باید بیشتر در مورد آن بیاموزم؟ این روحیه، آنها را در موقعیت رشد مداوم قرار می دهد. در صورتی که افراد اراده کنند هر روز چیزی یاد بگیرند برای رویارویی با چالش هایی که در آینده رخ خواهند نمود، آمادگی بیشتری کسب می کنند.

تفکر و تعمق: اگر زندگی افراد واقعا بزرگ که بر جهان تاثیر گذاشته اند را مطالعه کنید، متوجه می شوید که تقریبا در هر موردی، آنها وقت زیادی را به تنهایی در تفکر و تعمق، فلسفه و مدیریتش و گوش دادن را گذرانده اند. اوقات تنهایی برای رشد شخصی، اهمیت قرار دادن این به شما اجازه خواهد داد که به شکست ها و موفقیتهایتان نگاه کنید و شما را قادر می سازد برای رشد خود در آینده برنامه ریزی کنید. اگر می خواهید همچنان بهتر و بهتر شوید، اوقاتی را تعیین کنید که آرام و به دور از تب و تاب کار و زندگی باشید.

اقدام کردن: بروس اسپیرنگ استین، موسیقی دان، می گوید: زمانی می رسد که در انتظار کسی ماندن را متوقف کنید و شروع به ساختن کسی می کنید که باید باشید. به عبارت دیگر، باید آنچه را که یاد گرفته اید در عمل به کار ببرید. این کار گاهی دشوار است زیرا به تغییر نیاز دارد. بسیاری از مردم هنگامی تغییر می کنند که یکی از این سه اتفاق رخ دهد: آنقدر آسیب ببیند که مجبور به تغییر شوند. به حد کافی در مورد کاری که می خواهند انجام دهند یاد بگیرند. یا آنقدر توان به دست بیاورند که بتوانند کار را انجام دهند. هدف شما آموزش پیوسته است، بنابراین هر روز می توانید تغییر کنید.

نکات مهم برای بهبود و رشد خودتان:
بسیار آموزش پذیر باشید: تکبر دشمن جدی رشد شخصی است. به مدت یکماه در هر فرصتی خود را در نقش یادگیری قرار دهید. در ملاقات ها بجای توصیه کردن، گوش کنید. انضباط جدیدی برقرار کنید، حتی اگر موجب احساس عدم کفایت در شما شود.
هرگاه چیزی را نمی فهمید، سوال کنید: نگرش یک شخص در حال آموزش را ایجاد کنید. نه فرد خبره و همه چیز دان را.
برای پیشرفت برنامه ریزی کنید: تعییین کنید که چگونه در دو سطح آموزش ببینید. اول، موضوعی را که می خواهید در آن بهتر شوید را انتخاب کنید. برای شش ماه آینده برنامه ریزی کنید که چه کتاب هایی بخوانید در کدام کنفراس ها شرکت کنید، و با کدام افراد متخصص دیدار کنید. دوم، هر روز به دنبال لحظاتی برای آموزش باشید، به نحوی که هیچ روزی که بدون تجربه ی نوعی پیشرفت سپری نشود. تکبر دشمن جدی رشد شخصی است.

بهتر شدن را با ارزش تر از ارتقا شغلی بدانید: حرکت شغلی خود را براین اساس انجام دهید که به شما بهبود ببخشد، نه اینکه چقدر از نظر مالی به سود شما می تواند باشد.


 منبع :سایت اطلاعات علمی تخصصی مدیریت

بازدید : 3004

نماد اعتماد