شاخص های دستیابی به اشتغال پایدار ارتقای فرهنگ کار

بدون شک هر پدیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای استقرار و نهادینه کردن خود نیازمند بستری مناسب در جامعه مورد هدف است. کار و اشتغال نیز مقوله ای است که امروز در محاق توجه جدی مسئولین محترم کشور و خاصه دولت عدالتخواه است اما باید توجه داشت ایجاد اشتغال پایدار و مولد، تحقق کارآفرینی و توجه به مقوله کار و رشد اقتصادی صرفا با سرمایه گذاری یا بکارگیری فنآوری خاص نمی تواند محقق شده و یا استمرار یابد چرا که این امور شرط لازم هستند و نه کافی.
شرط کافی را باید در فرهنگ کار جستجو نمود، امری که سالهاست مهجور و مغفول مانده است. فرهنگ کار مانند سایر پدیده های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با محیط پیرامون خود در تعامل، کنش و واکنش است و برگرفته از گستره علوم و فنونی نظیر اقتصاد کار، حقوق کار، روانشناسی کار، جامعه شناسی، مدیریت منابع انسانی، اقتصاد اجتماعی و ارگونومی و... بوده که در جهت دستیابی به اهدافی چون رفع نیازهای اساسی، زدودن آثار محرومیت و استضعاف، افزایش بهره وری، رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی و توزیع عادلانه ثروت تلاش دارد. با شناخت صحیح آفاتی که بر مقوله کار مترتب است می توان ضمن تبیین فرهنگی ناب و برگرفته از آموزه های دینی و فرهنگ ملی خود، به باز تعریف فرهنگ کاری پویا و پاسخگوی نیاز امروز پرداخت چرا که فرهنگ کار در کنار سرمایه گذاری، فنآوری و منابع مالی و نیروی انسانی، شرط کافی و عنصر تکاملی برای استفاده بهینه و اثربخش از کلیه منابع موجود و امکانات می باشد.
ابتکار و نوآوری
فراهم آوردن زمینه های مناسب برای سخت کوشی، خلاقیت، ابتکار و نوآوری، احساس مسئولیت و تعهد در جامعه کارگری و کارفرمایی از برکات فرهنگ کار بوده که جزء وظایف اساسی مدیریت کار (اعم از دولت، بخش خصوصی و تعاونی) می باشد و ترویج یک فرهنگ کاری فعال در گرو توجه به اقتضائاتی چون عدالت، افزایش دانش فنی در کلیه سطوح، ملاحظات بهداشت روانی و جسمی، امنیت شغلی، رفاه و تامین اجتماعی، نوسازی و بهبود روش های مدیریتی و پیش بینی مکانیزمهایی برای ارزیابی کمی و کیفی کارشایسته، جستجوی راهکارههای موثر مشارکت کلیه عوامل تولید و کار و محترم شمردن حق انتفاع عادلانه از محصول کار بین عوامل مختلف تولید، پالایش آفات و حذف آسیب های موجود در محیط های کار می باشد که البته در این میان نقش نهادهای اجتماعی، دستگاه ها و سازمانهایی چون خانواده، آموزش و پرورش، دانشگاه ها و سازمانهای فرهنگ ساز و... در اصلاح و زدایش سنت های غلط در مقوله کار را نباید فراموش کرد.
فرهنگ باستانی و اسلامی ما برای کار ارزش والایی قائل است ولی متاسفانه کمتر به آنها پرداخته شده و لذا در جامعه کمتر جلوه نموده است که البته این از اثرات فرهنگ غربی و مصرف گرایی و نظام اقتصادی و سیاسی لیبرال سرمایه داری غرب است که سالها بر اقتصاد، سیاست و فرهنگ ما سایه افکنده و تبعات آن هنوز در جامعه ما باقی است! هر قدر در جامعه ما فرهنگ اسلامی به معنای عام (شناختها، عقاید و ارزشها) قوی تر باشد، در نتیجه جامعه ما و ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی متعالی تر می شود، با نگاهی به روحیه و فرهنگ ظلم ستیزی در جامعه اسلامی ما، مشاهده کردیم چه انقلاب بزرگی به زعامت امام راحل(ره) پدیدار شد. در دفاع مقدس، آنجا که فرهنگ مقاومت، ایثار و کار و تلاش صادقانه و با محوریت کسب رضای خدا و حفظ کشور، نمود یافت، کوهها در مقابل اراده ملت ما چون کاه شدند.
اگر در پرتو فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص)، در ابتدا ریشه ها را قوی نگه داریم و از جمله در خصوص مقوله کار و نیز جنبه عبادی آن توجه جدی شود، بسیاری از معضلات امروزی با تاسی به فرهنگ اسلامی و کار شایسته، قابل حل خواهد بود.
اسلام عزیز، سعی و تلاش را تنها سرمایه انسانی می داند و راهکار دستیابی به فضل و نعمات الهی را در حرکت و کار با ایمان و توکل بر خداوند مهربان می داد. این مکتب رهایی بخش، بیکارگی، تنبلی، تن پروری را دشمنی با خدا دانسته و لذا خیر دنیا و آخرت در سایه کار و تلاش به عنوان یک فرهنگ عامه تعریف می شود. ما نیازمندیم که مبانی اعتقادی کار و ارزش آن را از مکتب اعتقادیمان شناسایی، تبیین و به جامعه معرفی و مبادرت به نهادینه کردن آن نماییم.
فرهنگ کار: اصطلاح فرهنگ کار ترکیبی از دو مفهوم فرهنگ و کار است. هنگامی که سخن از فرهنگ به میان می آید، مراد روش یا چگونگی انجام و عینیت یافتن موضوعی مشخص است. چگونگی کنش یا رفتار در قلمرو مشخص، ریشه در باورها، اعتقادات، دانش معلومات و در مجموع پذیرفته های مشترک اعضای یک جامعه یا گروه دارد. به عنوان مثال وقتی که از فرهنگ مصرف کالاهای خارجی سخن به میان می آید، منظور نوع نگرش، دانش و اعتقادات درونی شده مردم در مورد مصرف کالاهای خارجی و در مقابل کالاهای تولید داخلی می باشد. چنین باورهایی که غالب نانوشته هستند به رفتارهای خاصی (مثل تبلیغ علیه تولیدات ملی و داخلی و افراط در مصرف کالاهای خارجی) منجر می گردد.
در رابطه با مفهوم فرهنگ، ادگارشاین می گوید: «فرهنگ ساخته یک گروه انسانی است. هر کجا که یک گروه دارای حدکافی از تجارب مشترک باشد فرهنگ شکل می گیرد. خانواده و گروه های کاری اولین محلهای شکل گیری یک فرهنگ است. ملیت، مذهب، زبان، زمینه های فنی و علمی مشترک مربوط به یک گروه کوچک یا بزرگ جامعه عوامل ایجاد فرهنگ کار است. »
بطور کلی فرهنگ کار عبارت است از: مجموعه ارزشها، باورها و دانشهای مشترک و پذیرفته شده یک گروه کاری در انجام فعالیت های معطوف به تولید و یا ایجاد ارزش افزوده، به معنی دیگر اینکه در وجود کارکنان یک سازمان چه نوع ارزشها و نگرشهایی درونی شده و مورد پذیرش جمعی قرار گرفته است، فرهنگ کاری حاکم بر آن سازمان یا گروه را تبیین می کند. براساس این رویکرد می توان فرهنگ سازمانی را به عنوان پدیده عام تری درنظر گرفت که بخشی از آن مربوط به چگونگی انجام کار بوده و به آن فرهنگ کار گفته شده است. والبته باید متذکر شد که در فرهنگ کار، مفهوم اقتصادی کار است که مبتنی بر باورها و اعتقادات جامعه اسلامی موردنظر است.
نهادینه کردن فرهنگ کار
هدف از نهادینه کردن فرهنگ کار در جامعه (بطور عموم) و در جامعه صنعتی و تولیدی (بطور اخص)، باور نمودن هنجارها و شاخص هایی است که اعمال آنها در زندگی عامه و بخشهای تولیدی، صنعتی و خدماتی اثرات پرباری درخصوص بهره وری، ارزش افزوده، افزایش اثربخشی و رشد اقتصادی و نیز ثروت ملی و به تبع آن ایجاد اشتغال مولد و پایدار است. براین باوریم با بهره گیری از فرهنگ غنی اسلامی (در خصوص کار) و تجربیات جهانی می توان نسخه های شفاء بخشی را برای حل معضلات موجود در عرصه کارآفرینی و اشتغال تهیه و تدوین کرد. در تعریف شاخص های فرهنگ کارمبتنی بر باورهای اسلامی و تجربیات حاصله، می توان شاخص های زیر را برشمرد که لازم است بوسیله عوامل اثرگذاری که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد، در نهادینه کردنشان در جامعه (بطور عموم) و جامعه کارگری- کارفرمایی (بطور اخص) بطور جدی تلاش کرد:
- حرمت کار، کارگر و مدیریت کار.
- کسب و کارهای کوچک و مشروع، عار نیست.
- نوآوری و ابتکار عمل و خلاقیت در کسب و کار.
- رغبت و علاقمندی به کار و تشویق کارگران و کارفرمایان نمونه و فعال.
- توانمندسازی نیروی کار با آموزشها و مهارتهای فنی و حرفه ای به زور و متناسب با نیازهای بازار کار و نیز بازآرایی آموزش نیروی انسانی.
- توسعه و تعمیق فرهنگ و اخلاق کار و بهبود شرایط فردی و اجتماعی کارگری و کارفرمایی با توجه به ارزشهای والای اسلامی- انسانی.
- توجه به حقوق کار، ایجاد و ارتقاء تسهیلات رفاهی و خدمات تامین اجتماعی و توجه به مسائل روحی، روانی و عاطفی کارگران.
- کاهش مخاطرات، حوادث و بیماری های ناشی از کار و رعایت موازین و اصول ایمنی، بهداشت و حفاظت کار با توسعه فرهنگ ایمنی و شرایط کار مناسب.
- رعایت کردن انصاف و عدالت درتوزیع سودناشی از کار و تولید با مشارکت نیروی کار در منافع بنگاه های اقتصادی.
- تبری جستن از کم کاری و شغلهای کاذب.
- نهادینه کردن سه جانبه گرایی (تعامل دولت- کارگران- کارفرمایان) به منظور تعامل و انعطاف بیشتر در بازار کار، ارتقاء بهره وری نیروی انسانی، افزایش تولید و...
- برای فرصتها برای زنان و مردان و توانمندسازی زنان از طریق دستیابی به فرصتهای شغلی مناسب و شایسته و منع تبعیض در اشتغال و حرفه.
- رعایت کردن حداقل مزد متناسب با حداقل معیشت و تساوی مزدها برای زن و مرد و درمقابل کار هم ارزش.
- آزادی انجمن ها و حمایت از حق تشکلهای مدنی روابط کار و توسعه و تقویت تشکلهای کارگری و کارفرمایی.
عوامل موثر در رشد فرهنگ کار
فرهنگ کار نیز چون سایر پدیده ها و امور اجتماعی جهت نهادینه شدن و اثرگذاری خود، نیازمند ضروریاتی است که ما از آنها بعنوان عوامل موثر، یاد می کنیم. توجه به این عوامل و فراهم آوردن ایفای نقش آنها از جمله علل موفقیت و نهادینه شدن فرهنگ کار در هرجامعه ای است. متبلورشدن یک عامل و بی توجهی به عوامل دیگر قطعا نتیجه مطلوب و دلخواه را در پی خواهد داشت و چه بسا اثرات معکوس دربرداشته باشد و لذا جمیع این عوامل باید در محاق توجه باشد.
خانواده: اولین و مهمترین عنصر تاثیرگذار در ترویج فرهنگ کار و تربیت نیروی کار متعهد، پرتلاش و دلسوز برای کشور خانواده است. مطالعات علمی و نیز پژوهشهای اسلامی و مذهبی با اتفاق نظر بر این باورند که خانواده اولین و مهمترین رکنی است که به پرورش انسان پرداخته و شخصیت مسئولیت پذیر، و پرتلاش و اهتمام به آینده خود و کشورش را رقم می زند. و درخانواده نقش اساسی و کلیدی برعهده مادر است. چرا که وقت بیشتری با کودک و فرزندانش سپری کرده و نقش مثبت یا منفی بسزایی در شکل گیری شخصیت فرزندان دارند. از مقایسه خانواده هایی که تا حدودی فرهنگ خودکفایی، اتکاء و اعتماد به نفس و بقول «ایستادن روی پای خود» را در خانواده نهادینه کرده اند با خانواده هایی که در رابطه با سخت کوشی، کار و تلاش و رشد فرزندان از روشهای ناکارآمد و غلط برخوردار بوده اند، نتیجه گیری شده است که در دسته اول، فرزندان تربیت یافته در جامعه و محیط کار چه از نظر مدیریتی و چه از نظر انجام امور محوله و کار، بسیار موفق تر عمل نموده اند و این درحالی است که دسته دوم عمدتا دارای مشکلات کاری، رفتاری، شخصیتی و اجتماعی بوده اند. پس عامل مهم خانواده که اسلام عزیز بسیار به آن توجه و بر آن تایید شده است، نقش بسیار شاخصی دارد. فرهنگ خانواده و چگونگی تربیت فرزندان مومن، پرکار و باانگیزه را باید درعمق آموزه ها و تعالیم اسلامی دنبال کرد و نه به غلط نسخه شفابخش را در لابلای فرهنگ منحط و منحرف غرب!...
وقتی در جامعه ای به تولید، کار، تلاش، دانایی و تحصیل علوم ارزش داده شود، مردم با انگیزه بیشتر به فعالیت پرداخته و لذا دست یابی به فناوری صلح آمیز هسته ای انرژی هسته ای و سلولهای بنیادین و... تنها بخشی از ثمرات این باورها و توجهات می شود. وقتی رئیس جمهوری روزانه بیش از 15 ساعت کار و تلاش مفید دارد و مثل بعضی ها در دفتر کار بدنبال جناح بازی زدو بندها و رانت خواری اقتصادی برای خودش و تبارش نیست، دیگر مسئولین و مردم نیز تشویق به کار بیشتر و درعرصه سازندگی کشور شده و لذا رشد اقتصادی و سربلندی اقتصادی در جهان امری بعید به نظر نخواهدآمد. اما اگر مسئولی با کمترین تلاش و خدمتی به منابع مالی و ثروتهای بادآورده و ازطریق رانت خواری دست یابد، سبب خواهدشد تلاش برای کسب مال و ثروت نامشروع و با ابزار مشروع از فرهنگ جامعه رخت بربندد و به نوعی جامعه بسمت شغلهای کاذب و ثروتهای نامشروع سوق نماید و ازطریق اخلاق و فرهنگ کار شایسته جای خود را به هنجاریهای اقتصادی، رانت خواری و دلایلی بدهد که به تبع آن وابستگی اقتصادی و فرهنگی به بیگانگان حداقل خسارت وارده خواهدبود!
پس مسئولین و دولتمردان در کلیه ارکان حکومتی پیش از پرداختن به امر هر نیکی و نهی از هر منکری، خود وخانواده های آنها باید عامل به این مهم باشند تا مردم وآحاد جامعه باور کنند که مسئولین آنها شعارگرا نبوده بلکه «مردان بی ادعا و پرکاری هستند که خود را خادم ملت می دانند» و این مهم سبب تقویت حمایت مردمی از مسئولین و نظام و سبب ارتقاء روحیه تعهد و تلاش برای ساختن کشوری مقتدر و توانمند خواهدبود.
آموزش و پرورش و دانشگاهها
مؤسسات آموزشی اعم از مهدکودک، پیش دبستانی، دبستان، مدرسه، دبیرستان و دانشگاهها، نهاد واسطه خانواده و جامعه هستند و نقشی برجسته و آینده سازی دارند. مربیان، آموزگاران، دبیران و اساتید، معماران آیند جامعه و کشور خویشند و کار، میدان آزمایشی است برای آموخته ها و نقش ایشان. محیط علمی و آموزشی باید تلاش و سخت کوشی و فرهنگ کار را به دانش آموزان و دانشجویان منتقل نماید تا با سرمایه های باانگیزه، پرتلاش و دلسوز به قله های رشد برسیم.
تعهد، سخت کوشی و دلسوزی در کار و فرهنگ کار نه تنها بصورت تئوری که باید صورت عملی در قاطبه دانش آموزان و دانشجویان ما نهادینه شود. استاد دانشگاه یا معلمی که با وقت کشی، دو ساعت تدریس را به یکساعت تقلیل می دهد، معلمی که اندوخته علمی اش فقط همان چند صفحه کتاب درسی است که ارائه می دهد و از مطالعات جانبی واز طرفی عمیق علمی برخوردار نیست!، استاد دانشگاهی که برای نمره دادن دانشجو را مامور انجام وظایف علمی و امور شخصی خود می کند!، دانشجویی که با کپی کردن گزارشات دیگر دانشجویان فعال و پایان نامه های آنان بدنبال انجام وظایف دانشجویی خود است!... جملگی نشان از نهادینه کردن فرهنگ غلط و ناصوابی است که دانش آموختگان آن افرادی بی مسئولیت، تنبل، راحت طلب و منفعت جو خواهند بود که یا در بازار کار جذب نخواهند شد و یا اگر جذب شوند و در موقعیتهای مدیریتی وارد شوند، فاجعه بار خواهند بود! یادآور می شود که آموزش و پرورش را بعنوان پایه تحول فرهنگی و موثرترین بخش تحول فرهنگی در جامعه بسیار باید مورد توجه قرارداد آنجا که امام راحل (ره) فرمودند«چشم امید من به شما دانش آموزان است» و نیز در خصوص دانشگاه فرمودند «اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح می شود» نشان از ژرف نگری آن حضرت در نقش آفرینی این مراکز مهم در نهادینه کردن ارزشهای انقلابی و اصلاح نابسامانی ها است.
مردم
عامل مهم دیگری که در ارتقاء و رشد فرهنگ کار بسیار نقش بسزایی دارد، مردم هستند. در واقع بسیج افکار عمومی مردم یک زمینه سازی همگانی و برای رشد و نهادینه کردن فرهنگ کار است که این نقش می تواند وفق باور به امر به معروف و نهی از منکر که از فروع دین ما است، عملیاتی شود. نتایج مطالعات انجام شده در ژاپن، حاکی از آن است که برخورد عامه مردم ژاپن با بیکاری و کم کاری، برخورد حذف است. یعنی در نظر آنان بیکاری ننگ است و کارها و مشاغل کاذب، نوعی بی شخصیتی و بی ارزشی است و شاید مبتنی بر این فرهنگ است که مشاغل این چنینی به مهاجران واگذار می شود!
لذا می بینیم یک اراده جمعی و عمومی برای مقابله با تن پروری، کم کاری و بیکارگی شکل می گیرد و از ژاپنی که از منابع انسانی، نفت و گاز و معادن، وسعت جغرافیایی قابل توجه برخوردار نیست، قدرت اقتصادی جهانی ایجاد می کند!.
وقتی که جامعه، بیکارگی و مشاغل کاذب و کسب و کارهای نامشروع را ترویج یا حمایت و یا حداقل نسبت به آن آنها بی تفاوت باشد و بعنوان یک منکر با آن برخوردی نداشته باشد، وقتی خانواده نقش خود را بطور شایسته و صحیح ایفا نکند، نمی توان شاهد تحولات بنیادین برای رشد فرهنگی و به تبع آن رشد اقتصادی مناسب بود. جامعه و مردم ما باید در خصوص کار شایسته و متولیان و عاملان تحقق آن، با اهتمام جدی تر برخورد نموده و بعنوان یک معروف از آن حمایت جدی بعمل آورند.
نتیجه آنکه، مدیریت اقتصادی جامعه نسبت به تحمل مشاغل کاذب، درآمدهای نامشروع و بادآورده الگوهای مصرف زدگی و تجمل گرایی باید ناشکیبا و معترض باشد و با توجه به آنکه بیکاری خود عامل آسیب رسان به اخلاق و فرهنگ کار است، درتدوین برنامه ها و طرحها اتکاء به نیروی کار و ظرفیت ملی را بیشتر مورد توجه قرارداد.
مدیریت کار
در نظام تولیدی و خدماتی، مدیریت کار علاوه بر رعایت اصول اولیه مدیریت از جمله سازماندهی برنامه ریزی، هماهنگی و کنترل و... باید به بسترسازی برای نهادینه کردن فرهنگ کار متناسب با هنجارها و ارزشهای پذیرفته شده اسلامی نیز اقدام نماید. مدیریت قوی و مدرن علاوه بر علوم مدیریتی، نیازمند دیدگاههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که در تطبیق جو حاکم بر محیط کار با فرهنگ جامعه و تنظیم حرکتهای سازمانی در جهت تامین اهداف ملی، بتواند انجام وظیفه نماید. در اعمال مدیریت کار، نوع شخصیت مدیر و مسئولین کارگاهی، طرز برخورد و تعامل آنها، فرهنگ انسانی و اخلاقی و عملکرد ایشان از اهمیت به سزایی برخوردار است بطوریکه هرگونه رفتار، عملکرد و تعامل ناشایست در تضعیف فرهنگ کار می تواند آثار تخریبی بر سیستم و جامعه کاری وارد نماید. نحوه برخورد مدیر با مقوله کار و تعریف او از کار شایسته، نظارت و کنترل او و ارزشیابی کاری که بعمل می آورد، اصل تشویق و تنبیه و چگونگی اعمال آن، جملگی عوامل مهمی در فرهنگ سازی کار شایسته و تربیت نیروی کار فعال و متعهدی است که می توانند نقش مدیران آینده را ایفاء نمایند.
توجه به روحیات کارگران و بررسی و شناخت عواملی که تاثیرکاهنده در روحیات کارگران می گذارد، بهبود روابط کارگر و کارفرما متناسب با فرهنگ اسلامی از اهم مسائلی است که مدیریت کار باید به آنها توجه جدی مبذول نماید. رکن اصلی اقتصاد، ایجاد و بقای بازار رقابت است که تحقق این امر از ابعاد کوچک در بین عوامل مختلف کار و تولید باید شروع و با قوت دنبال گردد. توسعه و ترویج فرهنگ رقابتی کار در نهادینه کردن فرهنگ کار نهفته است که به ایجاد ارزشها بستگی دارد و متاسفانه در صنایع و کارخانجات ما کمتر به آنها توجه و پرداخته شده است.
مدیریت مبتنی بر فرهنگ اسلامی کار، باید تلاش نماید کارگران را متقاعد سازد که آنان در سود کارخانه و موفقیت آن سهیم بوده و هر چه بیشتر تلاش دلسوازنه منظور شود، دستیابی به سود جمعی بیشتر نمود خواهد یافت و شغل و معیشت آنان پایدارتر جلوه خواهد نمود. لازم است عشق و علاقه به کار در راستای افزایش ارزش افزوده و بهره وری نیروی کار را با تدابیر خاص و مبتنی بر باورهای پذیرفته شده که ریشه در فرهنگ اسلامی کار دارد، نهادینه کرد. مدیریت کار در فراهم آوردن زمینه مناسب برای سخت کوشی، خلاقیت، ابتکار و نوآوری، احساس تعهد و مسئولیت پذیری در جامعه عظیم کار و کارگری کشور، با گسترش فعالیت های فرهنگی، تامین آموزشهای فنی و حرفه ای به روز، تنظیم روابط کار و محترم شمردن حقوق کار و نیز نوسازی سازمان کار، تجهیز و تقویت تشکلهای کارگری و کارفرمایی در جهت همکاری و تشریک مساعی با اعمال استانداردهای کار، لازم است اهتمام و توجه جدی تر از گذشته را مبذول نماید. مدیریت کار در این نوشتار اعم از مدیران کارگاهی، کارخانجات و شبکه های خدمات رسانی، بخش خصوصی، تعاون و مسئولین حکومت و دولت است.
روش های فعال سازی عوامل موثر
با محوریت نقش عوامل موثر در ارتقاء سطح فرهنگ کار، روشها و راهکارهایی که به نظر باید دنبال کرد تا در این زمینه بتوان موفقیتهای نسبی نائل شد، ذیلا به آنها اشاره می شود:
1) آموزش معلمان و مربیان و حتی اساتید دانشگاهها (که کمتر با مقوله کار و کارآفرینی در ارتباطند). یادمان باشد امروز بجای «بابا آب داد» باید «بابا کار کرد» را یاد بدهیم!
2) توسعه و تعمیق آموزشهای فنی و حرفه ای متناسب با نیازهای بازار کار و تولید که ارزش اقتصادی و اجتماعی مشخصی برای جامعه ما به دنبال باشد. این آموزشها باید بتواند یک شهروند و متقاضی علاقمند را توانمندساز و آماده حضور در بازارکار نماید و نه صرفا برای آمارسازی مبادرت به آموزش حرفه های غیرضروری و فاقد ارزش اقتصادی، اجتماعی و کاربرد جدی در بازار کار کرد!
3) فعال سازی جوانان در فعالیت های ملی و سازندگی، امری که با تدبیر رهبر معظم انقلاب در سازمان بسیج سازندگی دنبال شده و برکات بسیاری را در برداشته است و لیکن باید بطور ویژه و اثرگذار در جامعه جوان و جویای کار ما نهادینه شود تا چون نقش بسیج در زمان دفاع مقدس که نقش ملی و امروز نقش فراملی نیز دارد، مفید اثر واقع گردد.
4) برگزاری مسابقات منطقه ای و جهانی در کشور و براساس محوریت کار و بهره وری کار و شناسایی پتانسیلهای کاری و کارگری شایسته و معرفی آنان و استفاده از تجربیات ارزشمند حاصله به سایرین، موضوعی چون انتخاب کارگر و کارآفرین نمونه و برترینان مهارتهای فنی و حرفه ای، نمونه ای از چنین اقداماتی است.
5- فعال شدن رسانه های گروهی، مطبوعات، خبرگزاریها، هیئت ها و کانونهای فرهنگی و مذهبی و بالاخص رسانه ملی- سازمان صداو سیما در ترویج و ارتقاء سطح فرهنگ کار در مقابل مصرف گرایی کاذب. متاسفانه رسانه ملی علی رغم توانمندیهای موجود در این زمینه بسیار ضعیف عمل کرده و باید به چالش کشیده شود. چگونه است ساعت ها در خصوص یک مسابقه فوتبال یا یک سریال تلویزیونی کوچه بازاری و پشت صحنه آن و نیز تبلیغ کالاهای لوکس مصرفی غربی، تبلیغ و صحبت می شود اما در خصوص ارتقاء سطح فرهنگ کاری و از جمله سخت کوشی، تعهد به انجام کار شایسته، انجام کار با جنبه عبادی، نظر اسلام درباره کار، کارگر و سرمایه گذار و توجه و استفاده مردم از تولیدات داخلی برای استمرار تولید و تثبیت اشتغالهای موجود و... فاقد فعالیت در خور است. به نظر مدیریت صدا و سیما باید نگاه تجاری در این رسانه ملی و حداقل در مقوله فرهنگ کار در اصلاح و به فراموشی سپرد! و این امر بویژه در سطح رسانه های استانی و برای گرایش به سرمایه گذاری در استانها و استفاده از محصولات مناسب تولید داخلی نباید مغفول واقع شود، امری که فعلا مغفول است.
هدفمند کردن برنامه های پرمحتوی و اثرگذار (ونه صرفا تجاری!) و پخش فیلم ها و سریالهای پرمحتوی و البته نه انگشت شمار! و برگزاری مسابقات فرهنگی و... طرح شعارهای ملی در این زمینه و از جمله در بحث روابط کار، روحیه کار و تلاش جمعی در صنایع و بخش های خدماتی و برای استمرار فعالیت های اقتصادی و... از جمله مقولاتی است که این رسانه ملی و زیر بخش های آن می توانند دنبال نمایند.
6)- برخورد فعال روحانیت، ائمه جمعه و جماعت و مجموعه های مرتبط و در زمینه کار و تلاش مشروع و شایسته و فرهنگ اسلامی کار و البته به شکل عملی در جامعه اسلامی.
7)- اصلاح ساختار و مقررات دولتی که بعضا پرداخت پاداش کار در مقابل زمان است و نه در برابر نتیجه کار! و لازم است از رخوت و روزمرگی در نظام کاری و اداری دستگاهی دولتی و شرکت های تابعه که کمترین بهره وری موجود را دارند و هزینه های وارده بسیار، بدین وسیله اجتناب شده و کیفیت و نتیجه کار، عامل جدی در ارزشیابی کار، نیروی کار و مدیران باشد تا بلکه به وظیفه خود در بازتعریف فرهنگ کار شایسته کمک کرده باشیم. و البته در این میان نقش دانشگاه ها و حوزه های علمیه در انجام تحقیقات لازم و شایسته برای تبیین ارزش کار و نهادینه کردن آن در سطح جامعه و نهادهای اقتصادی و تولیدی نباید فراموش شود. وزارت کار و امور اجتماعی نیز به عنوان متولی امر اشتغال در دولت مردمی و عدالتخواه بایستی پسوند «امور اجتماعی» خود را که عمدتا بر ماهیت فرهنگی، رفاه و حمایت های اجتماعی و... دلالت دارد را در برنامه ریزی و تصمیم گیری های خود و در تعامل با دیگر دستگاه های فعال در عرصه فرهنگ سازی و امور اجتماعی، برجسته تر و مسئولانه تر نماید.
چنین رویکردی که ملی خواهد بود، بدون شک اثرات بسیار مثبتی در عرصه کار و تلاش، ایجاد اشتغال و تثبیت اشتغال های موجود که متضمن رفاه عمومی، رشد اقتصادی و رضایت عامه است، دربرخواهد داشت.
منابع و مآخذ:
1)- «کار در نظام ارزشی اسلام»، سخنرانی حضرت آیت ا... مصباح یزدی- اولین سمینار فرهنگ کار کشور- دی ماه. 1371
2)- «شیوه های ترویج فرهنگ کار»، سخنرانی آقای مهندس میرحمید کلانتری (معاون ترویج و مشارکت مردمی وزارت اسبق جهاد سازندگی). اولین سمینار فرهنگ کار کشور- دی ماه. 1371
3)- مقاله «مدیریت کار و تأثیر آن در ارتقاء فرهنگ کار»- آقای دکتر محمدحسین سلیمی، استادیار دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران.
4)- «رابطه متقابل فرهنگ و کار و اثرات تکاملی آنها برهم»- آقای علی موسی الرضا.
5)- «عوامل موثر در رشد فرهنگ کار»- سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر شریعتی (ریاست دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی). اولین سمینار فرهنگ کار کشور- دی ماه. 1371
6)- مقاله «دیدگاه اسلام پیرامون ارزش کار»- آقای علی سانح- عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان.
7)- «فرهنگ کار» مهدی علاقمند.
8)- مقاله «مدیریت کار و تأثیر آن در ارتقاء فرهنگ»- خانم اعظم محبوبی، کارشناس وزارت کار.
9)- استراتژی های وزارت کار و امور اجتماعی دولت عدالتخواه و مقاوله نامه و توصیه نامه های بین المللی- از انتشارات موسسه کار و تأمین اجتماعی وزارت کار.
10)- جامعه شناسی کار و شغل- دکتر غلامعباس توسلی- انتشارات سمت.
منبع: کیهان 12/12
رضا شاه کرمی

بازدید : 8736

نماد اعتماد
logo-samandehi