پرورش کارآفرینان سازمانی

آموزش از هر نوعی که باشد وقتی مفید واقع می‌شود که نتایج خود را در عمل نشان دهد. وقتی می‌توان ادعا کرد که یادگیری در یک فرد اتفاق افتاده و فرد چیزی را از آموزش ارائه شده آموخته است که تغییر معنی داری را در رفتار و اقدامات عملی وی مشاهده کنیم. این مساله در مورد سازمان نیز صادق است به طوری که وقتی یادگیری در سازمان اتفاق می‌افتد که در عملکرد سازمان تغییر محسوس ایجاد شده باشد و ناگفته پیداست که سازمان مجموعه‌ای از افراد انسانی و یادگیری و دانش آن نیز مجموعه‌ای از آموخته‌های کارکنان آن سازمان است.

بنابراین، برای ارائه هر نوع آموزشی چه در سطح فردی و چه در سطح سازمانی باید از ابتدا به فکر تاثیر عملی آن آموزش بوده و تمهیداتی اندیشید که زمینه تغییرات رفتاری در فرد و تحولات عملکردی در سازمان ایجاد کند.

برای تبدیل شدن به یک کارآفرین سازمانی، فرد باید ریسک فعالیتی که برای او ارزش دارد را بپذیرد و در این راه از هزینه‌های مادی و معنوی نظیر کاهش 20درصد حقوق نهراسد. پاداش‌های ناشی از موفقیت در یک پروژه کارآفرینانه باید بین شرکت و کارآفرین به روش عادلانه‌ای تقسیم شود و به همین منظور باید کمیته مورد اعتمادی برای خرید و ارزیابی پروژه پایان یافته تشکیل شود.

کارآفرین سازمانی باید فرصت کافی را برای خلق سرمایه (در درون سازمان) داشته باشد. کارآفرین سازمانی موفق علاوه بر پاداش‌های نقدی، کنترل کامل مقدار معینی از بودجه R&D را به دست می‌آورد و دستان او در سرمایه‌گذاری منابعی که به نیابت از شرکت در اختیار او قرار داده، آزاد است.

شرکت باید به کارکنان اجازه کارآفرین شدن را بدهد. کارآفرینان سازمانی موفق نباید توسط انضباط درونی شرکت، محدود شوند.

کارآفرینی که سرمایه ندارد، برای شروع یک کسب‌و‌کار جدید باید به دنبال سرمایه‌گذاران ریسکی در درون سازمان باشد. سرمایه‌گذاران ریسکی افرادی هستند که ‌روی پروژه‌های جدید و نوآورانه کارکنان کارآفرین سرمایه‌گذاری می‌کنند.

منبع: بازار کار

بازدید : 6792

نماد اعتماد
logo-samandehi