دشواریهای یک زن در افغانستان

دیانا ثاقب، 27 ساله فیلمساز زن از افغانستان با شور و نشاط زیاد کشوری را که بیست وشش سال از آن دور بوده توصیف می کند. یک سال و سه ماه از عمر این دختر جوان برای ساخت فیلم در کشور مادری اش گذشته است.
فیلم او زندگی شش نماینده زن مجلس افغانستان را به تصویر می کشد. زندگی شخصی، فعالیت های اجتماعی و تلاش های این زنان برای ابراز هویت شان از بخش های مختلف فیلم اوست. تحصیلاتش را در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه تهران به پایان رسانده است.
سال هاست که موضوع زنان به موضوع مورد علاقه دیانا تبدیل شده است، مساله ای که او نمی تواند بی تفاوت از کنار آن بگذرد و شاید به همین خاطر است که او تصمیم گرفته برای پایان نامه اش فیلمی از زندگی نمایندگان زن کشور افغانستان بسازد.
مراحل ساخت این فیلم باعث شد که او با دیدگاهی عمیق تر به مسایل زنان کشورش بپردازد: «سنت های حاکم بر جامعه مهم ترین مانع زنان برای کار و فعالیت است. بسیاری از مردان افغانی قصد دارند زنان و توانایی هایشان را نادیده بگیرند. »
نمایندگان زن مجلس بارها ثابت کرده اند که می توانند بهتر از مردان بدرخشند اما مثل این که مردان از ترس به قدرت رسیدن آن ها، مدام برای آن ها مانع ایجاد می کنند. به عقیده دیانا طی چند سال اخیر زنان توانسته اند تا حدودی این دیدگاه های مردسالارانه را تعدیل کنند اما هنوز مشکلات زیادی بر سر راهشان وجود دارد. او می گوید: «زنان در ایران در سطوح متفاوتی قرار دارند و مشکلاتشان هم متفاوت است هر چند در برخی موارد این مشکلات به یکدیگر نزدیک است اما معمولا مشکلات زنان تحصیل کرده با زنان عادی متفاوت است. »
اما او زنان افغانی را به سه دسته تقسیم می کند: «دسته اول زنانی هستند که در سطوح بالای تحصیلی و شغلی قرار دارند، مثل زنان نماینده، دسته دوم هم زنانی اند که در سطوحی پایین تر به مشاغلی چون معلمی و کارمندی مشغولند و دسته آخر که تعدادشان هم زیاد است، زنان روستایی اند که تحصیلات چندانی ندارند. »
او در پایان این تقسیم بندی به این نتیجه می رسد که با وجود این تفاوت ها مشکلات زنان بسیار به یکدیگر نزدیک است: «زنان افغانی با بالاترین سطح تحصیلات همان مشکلات زنان عادی و روستایی را دارند. »
و برای گفته هایش مثالی می آورد: «از شش نماینده مجلس افغان که زندگی آن ها محور فیلم بود چهار زن همسر دوم یا سوم همسرانشان بودند و این دقیقا همان مشکلی است که زنان در پایین ترین سطوح تحصیلی هم با آن مواجهند. »
او چند همسری را از مشکلات اصلی زنان افغان می داند: «مشکلی که آن ها نمی توانند به آن اعتراض کنند اما در افغانستان حق طبیعی مردان تلقی می شود. در ایران حداقل اغلب مردم به این موضوع معترضند و حتی در روستاهای دورافتاده هم جامعه به سختی این موضوع را می پذیرد. »
فیلم او تلاش های زنان افغان برای تغییر این دیدگاه ها را به نمایش درمی آورد. اما آنچه گاه دیانا و دیگر زنان افغانستان را ناامید می کند، «تفاوت نداشتن دیدگاه مردان روشنفکر و غیرتحصیلکرده است. »
او می گوید: «گاه فرق زیادی بین مردان تحصیلکرده با غیرتحصیلکرده نمی بینیم، بسیاری از مردان روشنفکر افغان حتی حاضر نیستند زنانشان را به محافل عمومی بیاورند.
شاید در کل افغانستان بتوان دو درصد مرد روشنفکر یافت. » دیانا نتیجه می گیرد: «پس ماهیت موضوع فرقی ندارد و هر دو گروه مردان روشنفکر و غیرروشنفکر دوست ندارند زنانشان را به عرصه عمومی بیاورند. »
با همه این ها دیانا تاکید می کند که وضع اشتغال زنان در افغانستان تا حدود زیادی بهبود یافته و این موضوع تغییر نگرش مردم بیش تر به خاطر مشکلات اقتصادی خانواده هاست؛ مشکلاتی که خانواده ها را مجبور به اشتغال زنان کرده است. اما هنوز در این جامعه سنتی مشاغل زنانه اهمیت و ارزش بیش تری دارد.
او که 26 سال از زندگی اش را در ایران گذرانده ابتدا تحمل این شرایط برایش دشوار بود اما کم کم به این نتیجه رسید که در افغانستان حضور موثرتری خواهد داشت: «سوژه ها در افغانستان آن قدر بکر و دست نخورده است که هر فیلمسازی را به سوی خود جلب می کند. » فیلمسازی در افغانستان با مشکلات زیادی برای دیانا همراه بوده است: «مشکلات سخت افزاری فقط بخشی از مشکلاتم بود. سه بار کل پروژه فیلم به دلیل قطع برق از کامپیوترم پرید اما آنچه بیش تر برایم عذاب آور است سنت ها و نگاه های عقب افتاده ای است که زنان را نمی پذیرد. » دیدن عذاب زنان و نگاه های تحقیرآمیز به آنان از جمله نکاتی است که او را به شدت آزار می دهد.
او با آن که احساس تعلق زیادی به ایران دارد اما اعتراف می کند که اقامت کوتاهش در کابل علاقه مندی او را به سرزمین مادری اش بیش تر کرده است.
منبع : سرمایه

بازدید : 5988

نماد اعتماد
logo-samandehi