مصاحبه با آقای مهندس قادری : شرکت کانون پرورش فکری

مجید قادری هستم  که که در مرکز سرگرمی کانون فکری به عنوان مدیر مرکز و طراح مشغول فعالیت هستم. کانون هم یک شرکت دولتی است که وابسته به وزارت آموزش و پرورش است.

ازنظر مالی ما یک خانواده متوسط داشتیم وهمیشه دغدغه مسائل مادی در زندگی ما تجربه می شد. اما هیچگاه احساس محرومیت عاطفی نکردم، اصولاً فرزندان اول تجربه فقر در زندگی را بیشتر حس می کنند و این حس بارها به صورت تلخ و شیرین بارها وبارها پیش آمده و گاهی هم خاطرات آن من را آزار

می دهد. اما عامل اصلی بروز خلاقیت من پدر و مادرم بودند. محرومیت به هر شکل آن  و در هر قالبی در فردایجاد انگیزه می کند قطعاً این محرومیت که بنده با آن روبه رو بودم  کمک می کرد به این که بتوانم خیلی از وسایلمان را در دوران کودکی، خودم بسازم  من در کودکی قوانین مکانیک و فیزیک را به شکل کاملاً غیر محسوس  و ملموس و حسی در این ساخت وسازها داشتم همه ی این مسائل زمینه تجربه  و خلاقیت است مخصوصاً در رقابت های کودکانه هم که قرار می گیرد این مسائل به خلاقیت کمک می کند.

پدرم خیاط بود و من خیلی از لطافت ها و ظرافت های کاری را از پدرم و مادرم آموختم. در واقع محل درآمد خانواده ما فقط از جانب پدرم تأمین می شد ولی این میزان از درآمد در حد مطلوبی نبود و این شغل درآمد زایی نبود.

زمانی که خیاطی می کردم  و کارهای ساده خیاطی را با کمک پدرم انجام می دادم اینقدر کوچک بودم که پاهایم از صندلی روی زمین نمی رسید. مهارتم که بیشتر شد می  توانستم به پدرم کمک کنم  و کمک خرجی هم برای خانواده باشم. در یک دوره هم در یک کارگاه نجاری فعالیت کردم علی رغم این که من با انگیزه کسب درآمد رفتم، و خیلی از کار کردن در این دوره لذت بردم و یک فضای جدید را تجربه کردم. عمده اوقات فراغتم را در خدمت پدرم بودم  و این تمهیدی بود که پدرم به خرج می داد که در واقع نظارت بیشتری بر روی من داشته باشد. زمانی برای ادامه تحصیل اقدام کردم که در فعالیت های هنری ام در اوج بودم  و هیچ انگیزه ای برای ادامه تحصیل نداشتم. هر چند در ابتدا بسشتر تشویق  و تر غیب به مهارت آموزی بود تا مدرک گرایی، اما متأسفانه مسیر خیلی زود تغییر رویه داد، لما من به دنبال مدرک به این معنا نرفتم  و خیلی علاقه داشتم در کنار هنر، صنعت و تکنولوژی راتجربه کنم. با مطالعاتی که انجام دادم ترجیح دادم تا رشته طراحی صنعتی را بخوانم  و این رشته خیلی در شکل گیری شخصیت من کمک کرد. آن دوران که ما بیشتر با جبهه و جنگ آشنا بودیم و در مراحل مختلف زندگی، توکل و اراده را تجربه کردم  که با توکل می توان بسیاری از کارها را تغییر داد. من معتقدم انسانها چه در سرنوشت شخصی خودشان  و چه در جامعه می توانند با توکل به خدا و اراده آینده را برای خودشان بسازند.

اساساً منشأ شکوفایی اتکاء و اعتقاد به ماوراء می دانم  و آگر اتباط با خداوند  نباشد ارتباطی به وجود نمی آید و زندگی بی معنا می شود.   از نظر من شرط موفقیت درهر زمینه ای و هدایت هر جمعی ارتباط عاطفی  و انسانی است  وهمه ی افراد می دانند که ما همه با هم همکاریم  و یک نقسیم مسئولیت نسبت به توانایی هایمان انجام دادیم. من بسیاری از ضعف ها را با پشتکار پوشش دادم  اگر پشتکار نبود که برای حل  و شناسایی یک معضل به کار بگیرم، می توانستم مسیرم را ادامه دهم، چون موانع و مشکلات در کار مخصوصاً در تولیدات فرهنگی  فوق العاده زیاد است. عامل اصلی که من را در این کار کمک می کند عشق و علاقه به مخا طبانم است و این مشکلات را به خاطر بچه ها که عمده ترین مخاطبان ما هستند تحمل می کنم.

در زندگی زیاد شکست خورده ام  ولی همین شکست ها باعث آفرینش و خلاقیت بیشتری می شود و در برابر بازتابها و انتقاد

ها خیلی صبورم. عمده نگرش من برای کسب ایده شناسایی مشکل است، خیلی زمانها اتفاقاتی که از نظر خیلی از افراد عادی است از نظر من اتفاقی عادی محسوب نمی شود، بر روی مسائل کار می کنم  که چگونه می توان این مسائل را حل کرد یا وضعیت را بهتر کرد و خود همین فرایند و درگیر شدن با مسئله و مشکل، همیشه زمینه خلاقیت را به وجود می آورد.

من از سال 1374 برسی انجام دادم تحت عنوان آسیب شناسی فرهنگی در حوزه سرگرمی و اسباب بازی کودک و نوجوان.

متوجه شدم که ما اصلاً صنعت اسباب بازی نداریم  و کاملاً مصرف کننده هستیم  و ما کاملاً فرهنگ بیگانه را در دنیای کودکان ونوجوانانمان رواج می دهیم. فرهنگی ترین مصداق اسباب بازی عروسک است که در واقع یک مدل انسانی از یک جامعه و یک تفکر است  و پسر بچه ها هم بالاترین آسیب را از بازیهای رایانه ای می بینند. مهمترین ریسکی که انجام دادم گذاشتن آبرو واعتبارخودم  بود. گروه سنی ما کودک و نوجوان است، در این سیستم برنامه هایی  وجود داردکه برای بچه های پیش دبستانی تا بچه های دبیرستانی  طراحی شده است.

تولید اسباب بازی در ایران نیاز به اخذ مجوز ندارد. اگر در یک کار آفرینی نظم و انظباط وجود نداشته باشدهمه ی نیروها هدر می رود و به نتیجه نخواهد رسید به جوانان نصیحت می کنم که امکانات خود را به صورت واقعی بشناسند و خود باوریشان را در این زمینه تقویت کنند و به خدا توکل داشته باشند چون می خواهند کارآفرینی کنند و مشکلات زیادی در سر راهشان وجود دارد اگر به خدا توسل نکنند زودتر دچار ضعف می گردند و از کار خسته می شوند.                 
   

بازدید : 4020

نماد اعتماد
logo-samandehi