مصاحبه با محمد مهدی مظلومیان : شرکت ابزار مهدی

مصاحبه با محمد مهدی مظلومیان : شرکت ابزار مهدی

نام و نام خانوادگی: محمد مهدی مظلومیان

شرکت: ابزار مهدی

نام محصول: انواع مختلف ابزار آلات صنعتی مثل آچار، پیچ گوشتی، انبر دستی و.....

تحصیلات: لیسانس زبان خارجی

 محمد مهدی مظلومیان هستم و در سال 1322 در دامغان و در خانواده ی متوسطی به دنیا آمدم.

پدرم مالک بود و سه برادر و یک خواهر دارم.

دوره ی ابتدایی را در شهر دامغان گذراندم. در 14 سالگی برای گذراندن دوره ی متوسطه با برادرانم به تهران آمدم. در دوران ابتدایی دانش آموز درسخوانی نبودم ولی از زمانی که به تهران آمدم و وضعیت را دیدم، سعی کردم وضعیت درسی ام را تغییر دهم چون متوجه شدم اگر تلاش نکنم باید به دامغان برگردم.

دوره ی متوسطه را هم در تهران گذراندم، بعد به سربازی رفتم و بلافاصله بعد از اتمام سربازی در سال 1346 وارد مدرسه عالی شدم و دوره ی لیسانس زبان انگلیسی را گذراندم و در سال 1350 فارغ التحصیل شدم.

من در دبیرستان و دانشگاه محصل خوبی بودم. 26 ساله بودم که ازدواج کردم، در آن زمان 4 سال بود که شروع به کار کرده بودم همسرم در پیشرفت کاری من بسیار موثر بود.

در دوران دانشگاه کار تجارت را شروع کردم، ابتدا کارت بازرگانی و سپس در سال دوم دانشگاه کارت تجارتگرفتم.

در آن دوران هم درس می خواندم و هم تجارت می کردم، از همان سال اول دانشگاه با این که بر روی زبان انگلیسی تسلط کاملی نداشتم شروع به مکاتبه با کشورهای خارجی پرداختم و واردات را آغاز کردم.

در آن زمان من 200000 تومان پول داشتم و با 5000 دلار، ابزار آلات وارد کردم، البته از برادر بزرگترم هم کمک می گرفتم ولی بیشتر مستقل عمل می کردم. برادر بزرگترم تاجر بود و ابزار آلات وارد می کرد و وقتی که ما به تهران آمدیم نقش مهمی را در زندگی ما ایفا کرد.

من از 14 سالگی تا ورود به دانشگاه نزد ایشان بودم، برادرم پشتکار خیلی زیادی داشت و راه تجارت را یاد گرفته بود، او ابتدا برای یک شرکت کمیسیونی که واسطه گر بودند کار می کرد ولی بعد متوجه شد که خودش می تواند کار واردات را انجام دهد و در همان زمانی که آنجا به عنوان کارمند کار می کرد واردات را شروع کرد و بعد هم از آن شرکت بیرون آمد.

در ابتدا با کشورهای خارجی در ارتباط بودم، اولین کارم خریدن کتاب تجارت ژاپن بود. من شبانه روز با آنها مکاتبه می کردم، پنج شنبه و جمعه 200 نامه می نوشتم و صبح شنبه پست می کردم و تا برگشت جواب نامه 20 روز طول می کشید، کاتالوگهایی را که برایم می فرستادند می دیدم و بعد با آنها وارد مذاکره می شدم.

بعد از دو سال به ژاپن رفتم و متوجه شدم که با چند کارخانه می توانم کار کنم با آنها قرارداد نمایندگی می بستم و چون پول زیادی نداشتم به تجار ایرانی قیمتها را نشان می دادم و از طرف ژاپنی ها 5% کمیسیون می گرفتم، بعد از مدتی که وضع مالی ام خوب شد، خودم به طور مستقیم و مستقل وارد کار شدم. بعد از ژاپن با آلمان و آمریکا و ایتالیا همکاری کردم و در سال 1345 تاسیس کارخانه ابزار آلات در ذهنم جرقه زد که تقریباً همزمان با وقوع انقلاب بود و ما این مساله را راکد گذاشتیم تا کشور نظم بگیرد. تا سال 1360 با وجود اینکه در حال جنگ بودیم تصمیم خودم را گرفتم و برای گرفتن طرح کارخانه به ایتالیا مسافرت کردم و اجرای این کار شش ماه طول کشید.

در سال 61 به وزارت صنایع نامه نوشتیم و علاقه مندی خودمان را برای تاسیس کارخانه در دامغان اعلام کردیم و اسم کارخانه را ابزار مهدی گذاشتیم.

اواخر سال 61 موافقت اصولی را گرفتیم و در سال 62 کارخانه تاسیس شد. ما همچنان تا سال 73 کار واردات را ادامه دادیم چون برای تولید باید درآمد داشت ولی در حال حاضر خودمان 700 قلم کالا تولید می کنیم.

اگر جنگ نمی شد و صنعت نظم خاصی داشت، فکر می کنم می توانستم 40 میلیون دلار در سال صادرات داشته باشم و 3000 پرسنل را به کار بگیرم ولی الآن متاسفانه فقط 400 پرسنل دارم.

بازدید : 8656

نماد اعتماد
logo-samandehi