مصاحبه با غلام حسین گل : شرکت گل پسند الکترونیک

نام و نام خانوادگی: غلام حسین گل

نام محصول: انواع قطعات الکترونیکی نیرو

شرکت: گل پسند الکترونیک

تحصیلات: لیسانس الکترونیک
 
ن غلام حسین گل هستم در سال 1343 متولد شدم آنچه از دوران کودکی ام به خاطر دارم این بود که بیشتر دلم می خواست با پدرم به محل کارشان بروم. پدرم معمار بود کارهایی که پدرم انجام می داد برای من بسیار جالب بود.

من فکر می کنم استارت اولیه بسیاری از فعالیت ها و ایده های امروز من، برای اولین بار در دوران کودکی ام زده شد.

اولین مدرسه من، مدرسه هدف در خیابان سپه بود که من تا کلاس پنجم در آن دبستان بودم.

شیرین ترین و بهترین لحظات من در مدرسه در آزمایشگاه فیزیک بود و برای من جذابیت فوق العاده زیادی داشت.

بعد از دبستان دوران راهنمایی و اول دبیرستان را در مدرسه البرز گذراندم. که بعد از پیروزی انقلاب به دبیرستان رازی منتقل شدم. ما در مدرسه البرز یک سری درسهای اضافی تحت عنوان روش کار داشتیم که نقش بسیار موثری در یادگیری امور فنی داشت. دبیرستان رازی نیز از لحاظ امکانات آموزش فنی فوق العاده خوب بود.

ما از تمام امکانات کارگاههای آموزشی در آنجا برخوردار بودیم. به عنوان مثال در مدرسه کارگاه اتو مکانیک داشتیم که در آنجا به ما نحوه ی کار موتور اتومبیل دو زمانه را آموزش می دادند.

من فکر می کنم اساس آموزش مربوط به دوران دبیرستان است چون در مورد خودم این احساس را دارم که بعد از پدرم، که بیشترین تاثیر را در دوران کودکی در من گذاشت مدرسه عامل بسیار مهمی در آموزش من بود.

من در قسمتی از دوران کودکی ام کار می کردم، باد کنک و فرفره درست می کردم و به بچه ها می فروختم و دوست داشتم همه کار را تجربه کنم.

من در دوران دبیرستان نیز به صورت جدی کار می کردم و لوازم صوتی بچه ها را در مدرسه تعمیر می کردم و تمام وقتم به ساختن ابزار آلات الکتریکی یا خواندن کتابهای الکتریکی می گذشت.

من در رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفتم و سال 61 وارد دانشگاه شدم و در رشته مهندسی برق دانشگاه فنی بابل به تحصیل پرداختم و لیسانس را در دانشگاه آزاد واحد تهران گرفتم.

زمانی که در دانشگاه بابل درس می خواندم محدودیتها خیلی زیاد بود و برق دائماً قطع می شد در همین زمان ژنراتورهای کوچکی که در مواقع قطعی برق استفاده می شد توجه من را بسیار جلب کرد. برای یاد گرفتن طرز کار این موتورهای محرکه به آزمایشگاه اتو مکانیک دانشگاه بابل رفتم. یکی از مسئولین آن کارگاه وقتی متوجه علاقه من شد از من خواست تا ساعتهایی از روز به آنجا بروم. من در آنجا با موتور پیکان، خاور، اتوبوس، دو طبقه و موتورهای دو زمانه آشنا شدم. مسئول آن آزمایشگاه به من اجازه دادند تا کاربراتور پیکان را باز کنم و دوباره ببندم و از نزدیک با میل سوپاپ پیکان آشنا شدم. هیچ کدام از این کارها به رشته تحصیلی من مربوط نبود ولی من سعی می کردم که آنها را از نزدیک تجربه کنم.

من در دانشگاه آزاد نیز تجربه هایی کسب کردم و توانستم ups هایی بسازم که وقتی برق قطع می شد حافظه کامپیوتر پاک نشود.

همزمان با تحصیل در دانشگاه، در مرکز خود کفایی دانشگاه نیز کار می کردم و بعد از آنجا به دانشگاه راه آهن منتقل شدم و توانستم تجربیات بسیار خوبی در زمینه ی مدارها به دست آورم. سپس به من پیشنهاد دادند که در طرح شهید عباسپور که در زمینه ی ساخت و مونتاژ کامپیوتر فعالیت کنم.

بعد از گرفتن لیسانس به خدمت سربازی رفتم. دوره ی سربازی را در مرکز جهاد خود کفایی نیروی هوایی گذراندم. یکی از تجربیاتی که در دوره ی سربازی بدست آوردم این بود که اگر انسان بخواهد موفق شود علاوه بر اصلاح کار و تلاش باید در بازار مصرف نیز دستی داشته باشد و فعالیت کند.

بعد از اینکه دوره ی سربازی ام پایان یافت اطلاع پیدا کردم که ایران خودرو به قطعه ای نیاز دارد و می خواهد آن قطعه را خریداری کند من برای تولید این قطعه به شرکت ساپکو مراجعه کردم. در آنجا به واحدی به نام ارزیابی منابع شدم و در حین رفت و آمدهایی که به آنجا داشتم با مدیر بخش بازرگانی برق آشنا شدم. ایشان از کارهای من پرسیدند و من نمونه ی تایمر برف پاک کن را که خودم ساخته بودم به ایشان نشان دادم و ایشان قطعه ای مشابه با آنچه که من ساخته بودم به من دادند و از من خواستند که آن قطعه را تجزیه و تحلیل کنم و آن قطعه را برای پژو بسازم.

من در کارگاه خودم که در زیرزمین منزلمان بود آن قطعه را ساختم و بعد از آن قرار شد واحد ارزشیابی از کارگاه من بازدید نماید. شرایط کارگاه برای آنها قابل قبول نبود. به کمک پدرم توانستم کارگاه را توسعه بدهم و شرکتی را تحت عنوان گل پسند الکتونیک در سال 1373 به ثبت برسانم.

مشکلاتی که من در زمینه ی ساختن قطعات خودرو داشتم یکی نبودن قالب ساز فنی خودرو و دیگری نداشتن تست زمانبندی قطعه بود که شرایط استاندارد در آن رعایت نمی شد.

بعد از آنکه ما نیاز ایران خودرو را تأمین کردیم به دلیل کوچک بودن کارگاه رقبایی پیدا کردیم و ما جمعاً چهار تولید کننده برای ساختن یک قطعه بسیار کوچک شدیم.

بنابراین تصمیم گرفتیم روی گزینه ی قیمت کار کنیم و به جای قطعه IC که ما به آن وابسته بودیم و از خارج وارد می شد طرحی را با ترانزیستور طراحی کردیم و من با مواد اولیه کمتری توانستم IC را با همان توانایی تولید کنم.

هدف من از این کار این بود که ثابت کنیم می توانیم کالایی در داخل کشور و با قیمت ارزان تولید کنیم و این کالا را تحت هر شرایطی مثل جنگ یا تحریم و یا... به مرحله تولید برسانیم.

ما همان مشکلاتی راکه با شرکت ساپکو داشتیم امروز با شرکت سازه گستر داریم و در تلاش برای اخذ تأییدیه از شرکت سازه گستر هستیم که تا امروز نتایج بسیار مثبتی را گرفتیم که اگر موفق به اخذ تأییدیه از شرکت سازه گشتر شویم طرحهای جدیدی را برای تولید قطعات خودرو شروع خواهیم کرد.

در آخر اینکه من آدم کنجکاوی هستم حس کنجکاوی به من ایده می دهد یعنی وقتی چیزی را می بینم که به نظرم جالب می آید در مورد آن موضوع تحقیق می کنم و وقتی که اطلاعاتم کامل شد آنگاه مقایسه ای انجام می دهم که آیا تولید آن مقرون به صرفه است یا خیر؟ و سپس آن را انجام می دهم چون به نظر من مسائل مالی در بررسی یک پروژه بسیار مهم است.

بازدید : 5577

نماد اعتماد