مصاحبه با عیسی غریبی کلیبر: شرکت سنی پلاستیک

نام و نام خانوادگی: عیسی غریبی کلیبر

نام محصول: انواع لوازم ساختمانی و شیرآلات

شرکت: سنی پلاستیک

تحصیلات: دیپلم

در شهر کلیبر آذربایجان شرقی در سال 1325 متولد شدم. پدرم تنها سواد قرانی داشت و مادرم کاملاً بی سواد بود.

اوایل وضع مالی خیلی خوبی داشتیم ولی بعد به دلایلی تمام دارایی پدرم از بین رفت و من مجبور شدم تمام مخارج ادامه تحصیلم را با کار و زحمت به دست آورم حتی از کلاس دهم به بعد تأمین خرج تحصیل خواهر و برادرهای کوچکم را نیز بر عهده داشتم.

من از بچگی در باغ و خانه سخت کار می کردم علاوه بر کار در باغ، چون پدرم مغازه داشت آنجا را نیز اداره می کردم. من خیلی دوست داشتم نویسنده بشوم به شعر گفتن و نوشتن کتاب بسیار علاقه داشتم در آن زمان اصلاً فکر نمی کردم یک زمانی وارد کارهای تجاری شوم و در رویاهای خودم فکر می کردم نویسنده می شوم یا نهایتاً کارمند خواهم شد.

در تمام دوران تحصیلی ام شاگرد اول بودم تا کلاس را در کلیبر گذراندم بعد به تبریز رفتم که در آنجا هم درس بخوانم و هم کار کنم چون در فروشگاه پدرم کار حسابداری را یاد گرفته بودم در فروشگاههای مختلف کار حسابداری انجام می دادم این کارها چون به ساعات کمی نیاز داشت این امکان را برای من بوجود می آورد که درسم را به راحتی بخوانم.

بعد از گرفتن دیپلم در سال 1343 به تهران آمدم در آن موقع وضعیت مالی مناسبی نداشتم که به دانشگاه بروم به همین دلیل تصمیم گرفتم زبان انگلیسی بخوانم چون در شرکت های مختلف کار حسابداری انجام می دادم لذا شروع به خواندن حسابداری به مکاتبه ای با یکی از دانشگاههای انگلستان کردم، دو بار در سال درسهایی را که آنها انتخاب می کردند، می خواندم و در سفارت امتحان می دادم. ترم آخر را باید در کشور انگلستان می گذراندم و همان جا نیز امتحان می دادم و برای گرفتن مدرک می بایست به مدت شش ماه در یک جا عملاً کار می کردم. لذا به مدت شش ماه به عنوان حسابدار صنعتی در کارخانه ی شیر سازی دلتای انگلستان کار کردم وقتی به ایران بازگشتم به عنوان مدیر مالی و معاون مدیر عامل در کارخانه ی شیرسازی که تازه در ایران تأسیس شده بود استخدام شدم و به مدت دو سال آنجا کار کردم. سپس به مدت شش ماه در مؤسسه حسابرسی انگلیسی ها کار کردم. بعد از آن به عنوان بازرس دو سال در کارخانه ی پارس خودرو بودم که در آن زمان توسط انگلیسی ها اداره می شد. دو سال دیگر هم به عنوان مدیر مالی در کارخانه ی تورمان دیزل که یک کارخانه ی انگلیسی بود کار کردم.

در سال 1353 وقتی دیدم تجربه ی کافی به دست آورده ام و می توانم از عهده ی تجارت برآیم، تصمیم گرفتم کار تجاری را آغاز کنم. با یکی از دوستانم که در پارس خودرو همکار بودیم، شریک شدم. کل سرمایه ی من در شروع فقط ده هزار تومان بود سی هزار تومان هم از کانون فرهنگی البرز وام گرفتیم. به این ترتیب با چهل هزار تومان یک شرکت درست کردیم. ما تصمیم گرفتیم که در زمینه ی لوازم ساختمان، مواد غذایی و لوازم اتومبیل فعالیت کنیم. علاوه بر این چون من قبلاً در کارخانه های متعددی کار کرده بودم از لوازم ساختمانی آگاهی داشتم و تولید کنندگان خارجی و داخلی لوازم ساختمانی را تا حدودی می شناختم.

شریک من هم اطلاعاتی در زمینه ی لوازم خودرو داشت و مواد غذایی را هم به این دلیل انتخاب کردیم که فکر می کردیم خیلی سریع به پول تبدیل می شود. با تجربه ای که در این زمینه داشتیم شروع به کار کردیم هر روز تعداد زیادی نامه می نوشتیم و به شرکت های خارجی پست می کردیم و از آنها می خواستیم نمایندگی پخش محصولاتشان را به ما بدهند.

اولین سود ما از طریق فروش نخود فرنگی بود که از بلغارستان به فروشگاه ایران در استانبول می فروختیم و کمیسیون فروش می گرفتیم. بعد از مدتی برای بازار تهران سفارش پنیر از دانمارک گرفتیم. به همین صورت کار ما بسیار توسعه پیدا کرد و ما شرکت را به سه قسمت تقسیم کردیم شریک من کار مواد غذایی را ادامه داد، من در بخش لوازم ساختمانی فعالیت داشتم و یک نفر دیگر هم بخش لوازم خودرو را اداره می کرد. ما در بخش لوازم خودرو و لوازم ساختمان واردات داشتیم اما در بخش مواد غذایی به عنوان نمایندگی، مواد غذایی می فروختیم.

بعد از مطالعه ی اولیه تصمیم گرفتم کار پلاستیک را شروع کنم با این فکر شرکت سنی پلاستیک را در سال 1360 تأسیس کردم. وقتی که شروع کردم هیچ کس محصولات ما را نمی خرید چون همه به نوع فلزی این محصول عادت کرده بودند اما به تدریج استفاده از نوع پلاستیکی اینها در بین مردم جا افتاد.

من هر کاری را که می خواستم ابتدا در موردش کاملاً مطالعه می کردم درست مثل کسی که می خواست در امتحان کنکور شرکت کند تقریباً بیشتر منابع من به زبان انگلیسی بود چون در زبان فارسی در مورد پلاستیک هیچ منبعی وجود نداشت. ما در مورد هر کاری اول تست می کردیم و امتحان می دادیم بعد شروع می کردیم.

من خودم را بنیانگذار تولید شیرآلات در ایران می دانم اولین کارخانه ی شیرآلات در ایران کاخانه شیوه بود که ماشین آلات این کارخانه را من خریداری کردم. کارخانه ی دومی که در ایران راه اندازی شد کارخانه ی ایران برنز بود که دانش فنی این کارخانه را هم من از آلمان خریداری کردم و به ایران آوردم.

ما در طی این سالها بسیار تلاش کردیم و بالاخره مشکلات سنگینی را که در پیش رو داشتیم، حذف کردیم و به اینجا رسیدیم.

بازدید : 7859

نماد اعتماد