مصاحبه با خسرو صوفی عنایتی : شرکت رز پلیمر

نام ونام خانوادگی: خسرو صوفی عنایتی

تحصیلات: مهندسی شیمی و پتروشیمی

نام شرکت: رز پلیمر

نام محصول: پارافین جامد، مایع، ژله، پلهای مخابراتی

 
آرزوها وانگیزه ها شامل ابعاد مختلف زندگی انسان به حساب می آیند. از دوران کودکی به کارهای فنی علاقمند بودم، یعنی همیشه دوست داشتم زمانی که بزرگ می شوم به کارهای فنی اشتغال داشته باشم. در دوران دبیرستان از آنجایی که پدرم در صنعت چای بود تابستان ها به کارخانجات سرمی زدم و علاقه زیادی به محیط فنی  و کاری داشتم و حتی قبل از ورود به دانشگاه با مسائل فنی درحد ابتدایی آشنایی داشتم در مورد رشته تحصیلی ام، یک برسی اجمالی که در مورد رشته های مهندسی انجام دادم، و متوجه شدم رشته مهندسی شیمی رشته کاملی است. هم زمان با سال اولی که وارد دانشگاه شدم سعی کردم که وارد بازار کار هم بشوم به همین دلیل وارد شرکت های مهندسی شدم، انگیزه ام این بود که با مسائل فنی آشنا شوم و کارهای نقشه کشی و ابتدایی را شروع کردم. عامل اصلی که در شکل گیری این علایق در من تأثیر داشت این بود که در دبیرستان البرز تحصیل می کردم و آقای دکتر مجتهدی مدیر آنجا بود و تلاش زیادی هم داشت که ما سه درس ریاضی، فیزیک و شیمی را خوب فرا بگیریم و در سطح اول دنیا باشیم. زمانی که ما دیپلم گرفتیم به راحتی می توانستیم از بهترین دانشگاه های دنیا پذیرش بگیریم. در آن زمان مهندسی شغل پول سازی بود و بیشتر دوستانم گرایش به این رشته پیدا می کردند. همه ی این ها دست به دست هم داد تا وارد این رشته شوم و از همان ابتدا هم با کارهای عملی آشنا شدیم وهمین باعث شد که تجربه کسب کنیم. به صورت خام به صنعت  نگاه نکردم واقع بینی در کار بسیار مهم است به خصوص که در شغل مهندسی واقع بینی حرف اول را می زند. رشته مهندسی شیمی دانشگاه پلی تکنیک و نفت آبادان معروف بودند و این به خاطراساتید آن ها بود که استادها خودشان شرکت هایی داشتند که همین عامل در روحیه ی دانشجو تأثیر فراوانی داشت. چون این رشته رشته مورد علاقه ام بود و سعی کردم خیلی عمیق درس ها را یاد بگیرم و جدی تر وارد بازار کار شوم. تنها کاری که تا حدودی جنبه دولتی داشت نفت بهران بود که دو پروژه بود که روی آن برسی و کار کردیم. در شرکت های مختلف به صورت مشاوره ای کار می کردیم تا این که شرکت رز پلیمر را احداث نمودیم و از آن به بعد درگیر این کار شدیم.

الگوی کاریم از لحاظ عمیق نگاه کردن به مسائل و نگاه مدریتی خاص که مختص کشور ما باشد را از مرحوم پدر بزرگم آموختم، ایشان در آن زمان فعالیت گسترده ای را در زمینه کشاورزی داشتند و هم در کارها از یک مدیریت خاصی برخوردار بودند و هیچ مسئله ای را بدون فکر قبول نمی کرد یعنی تابع شعارها و افکار لحظه ای قرار نمی گرفت و در وهله بعد مرحوم دایی ام بود که ایشان مهندسی ساختمان از دوره اول دانشکده فنی بود و در رشته اقتصاد  و حقوق  هم تحصیل کرده بود و یک جامعیت خاص علمی و فنی داشت و تاًثیر فامیل بود که حدود تحصیل کرده می باشند، کلاً در دوره ما همه به نوعی الگو بودند. در دوران کودکی با بحران عاطفی و اقتصادی خاصی روبه رو نشدم و از نظر اقتصادی هم جزء خانواده های متوسط به بالا بودیم ولی دقیقاً به ما آموخته بودند که هیچ حسابی از نظر مالی روی خانواده باز نکنیم. ما خودمان کارمی کردیم و پول در می آوردیم و خرج زندگیمان می کردیم و برای تحصیل و سایر نیازها استفاده می کردیم. مادرم خانه دار وپدرم شاغل بود و در کار کشاورزی و کشت چای فعالیت می کرد. هدفم از کار کردن در دوران تحصیل در سالهای اولیه بیشتر کسب تجربه بود، انگیزه کار در سالهای اولیه فرا گرفتن کار بود ولی در سالهای بعد مسائلی چون درآمد و مسئولیت به آن اضافه شد. امکان دارد که شانس در زندگی نقش داشته باشد، ممکن است شرکتی خیلی خوب احداث شود اما در همان زمان اتفاقاتی  در بازار بین المللی بیفتد که کارشان را مشکل کند. همیشه آزادی عمل را دوست داشتم ولی وقتی شما وارد هر سازمانی شوید آن آزادی را از دست می دهیم. در خانواده ما پدر بزرگم روحانی بود  و انسانیت و اخلاق که در کودکی آموخته بودم  در زندگی تأثیر داشته  و در خون همه ی ما ایرانی ها این وجود دارد.

در زندگی شکست خورده ام، آدم نمی تواند در زندگی شکست خورده ام ولی به هر حال زندگی دائم شکست است و تلاش کردم که همیشه با خونسردی مشکلات را حل کنم اگر راهی برای جبران شکست بود آن کار را انجام می دهم. یکی از فشارهایی که خیلی بیشتر از فشار کاری بود همیشه در درجه اول مسائل حیثیتی و بعد بعد مسا ئل مالی و تهدیدات اقتصادی همیشه در جنب کار، انسان را آزار می داد تا روزی که شرکت توانست موفق شود.

بنیانگذار شرکت آقای اسماعیل زمانیان هستند و با هم کار می کردیم و در عین حال دوست هم بودیم، برادر کوچک ایشان هم که همسن من هستند فارغ التحصیل پلی تکنیک در رشته ی مهندسی شیمی بودند و ما با هم کار می کردیم تا این که پیشنهاد کاری را در این زمینه خدمت ایشان دادم و به اتفاق به بررسی آن پرداختم و قرار شد این طرح  را اجرا کنیم. از آنجایی که رشته ی تحصیلی ام مهندسی شیمی بود و چون قبل ازاین در صنعت هم فعال بودم متوجه ضایعات پالایشگاهی شدید شدم، اطلات در مملکت ما هست فقط باید ازآن استفاده کرد. الان با ابتدای کار خیلی فرق می کند، الان نسبتاً آزمایشگاه مجهزی در سطح بخش خصوصی در کارخانه ایجاد کردیم و کارهای تحقیقاتی ما را انجام می دهد، الان در شرکت دوقسمت فروش داخلی و فروش خارجی داریم که مسئولین مشخصی دارد و هم در داخل را انجام می دهد و هم بازار یابی درخارج را انجام می دهد، در ایران در زمینه پارافین جامد تا این لحظه، دوستانی هستند که فعالیت دارند و بخشی هم در پارافین مایع هستند ولی در مجموع در این سطح ما حالت انحصاری داریم. ما در 44 کشور فعالیت داریم که عمدتاً آفریقایی و آسیایی هستند و چند مورد اروپایی هم داشتیم ولی مسائل کلی مملکت ما نمی گذارد در آنجا فعالیت کنیم و به اضافه استانداردهای که در آنجا خیلی سخت شده است. باید شرایط برای جوانان و کارآفرینان شرایط اجتماع به گونه ای

می شد که مجبور شوند برای ت‍‍أمین درآمد خود به کارهای دیگر را بیاورند، دانستن بد نیست، سعی کنند یاد بگیرند و امید خود را از دست ندهند.

بازدید : 9159