مصاحبه با نورا شهبازیان : گروه صنعتی آلیاژکار

نام و نام خانوادگی: نورا شهبازیان

نام محصول: انواع دستگاههای ریخته گری و انواع محصولات فلزی

شرکت: گروه صنعتی آلیاژکار

تحصیلات: دیپلم

 
اینجانب نورا شهبازیان در سال 1317 در چهارمحال بختیاری به دنیا آمدم که بعدها به دلیل ناامنی جنگ جهانی دوم با وضعیتی بسیار بد به تهران کوچ کردیم و ساکن تهران شدیم. پدرم فرهنگی بود ایشان همیشه ما را تشویق می کردند که در زندگی نظم داشته باشیم و به طور کلی وقت شناسی، وظیفه شناسی، احساس مسئولیت و حرف شنوی کوچکتر از بزرگتر کاملاًدر خانه رعایت می شد چون پدرم مدیر مدرسه بود.

در دوره ی دبیرستان، تابستانها مشغول به کار بودم و در ریخته گری عمویم کار می کردم و در اثر دیدن عملیاتی که روی فلزات انجام می شد و به دلیل اینکه کارگاه به خانه ی ما نزدیک بود به صنعت علاقه مند شدم.

البته  پدرم نیز در این امر مؤثر بودند و به اعضای خانواده تأکید داشتند که کاری یاد بگیریم که به روز باشد و از طریق آن توانایی هایمان را گسترش دهیم و بیشتر پیشنهاد کارهای مکانیکی، تراشکاری و ماشین سازی را می دادند.

هنگامی که دیپلم گرفتم در کارگاهی که ریخته گری پیستونی موتور اتومبیل بود، مشغول به کار شدم و بعدها در کارهای مختلف در زمینه ی قالب سازی، ماشین سازی با ریخته گری، ریخته گری با تراشکاری و ماشینکاری کار کردم که در مجموع مشاغلی بودند که مکمل هم بودند و باعث شد من در صنعت باحرفه هایی که مکمل هستند و 50 سال پیش جزء حرفه های پیشرفته محسوب می شدند مهارت پیدا کنم. بعدها این مسئله در عمیق تر شدن تخصص و همه جانبه در صنایع فلزی کمک زیادی به من کرد. البته در جوانی با استفاده از اجزایی که در اوراقی ها فروخته می شد، به روش ساخت قطعه ها و کاربرد و مقاومت آنها پی بردم. من روی کمپرسورهای آمریکایی و انگلیسی که پیشرو بودند مطالعه کردم که اینها باعث شکوفایی فکر در من شد. حتی مطالعه در مورد چدن ها نیز در تصمیم گیری های مهم در صنعت به من جرأت داد به طوری که در سال 1343 اولین ماشین ریخته گری را در قالب فنری در ایران ساختم. در سال 1345 اولین ماشین ریخته گری تحت فشار را طراحی کردم که در حال حاضر نیز در حال بهره بردای و کار کردن است. سه سال بعد ماشین دورانی را طراحی کردم و به دلیل طراحی درست آن، 35 سال است که کار می کند. این طراحی ها به دلیل وجود کارگاه عمویم و ایخته گری آلومینیوم بود که مرا علاقه مند و کنجکاو به قالب گیری و ذوب نمود و زمانی که حاصل تبدیل مذاب را به شکل های با ارزش می دیدم، مرا بیشتر کنجکاو می کرد. بعد از آن در کارخانه ماشین سازی اوشین، کارخانه ریخته گری ذوب و... به کار مشغول بودم و در یک شرکت آمرکایی نیز مکانیک و تعمیر کار بودم و سه سال نیز در نیروگاه کرج مشغول به بودم علت انتخاب کارهای مکمل این بود که من با توجه به علاقه ای که به درس داشتم و برای اینکه بتوانم در امتحانات خرداد شرکت کنم، همیشه در حین کار، خرداد ماه را تعطیل می کردم.

در سن 20 سالگی یک دستگاه تراشکاری کوچک و در سن 21 سالگی سه دستگاه تراشکاری بزرگ ساختم که از این چهار دستگاه، سه دستگاه هنوز کار می کند.

سپس در سن 27 سالگی کارگاهی را به نام جلا را افتتاح کردم و دو سال بعد در خیابان قزوین کارگاه ریخته گری به نام ذوب فلزات آلیاژ، دایر کردم سپس شرکت آلیاژ کار را تأسیس نمودم.

در حال حاضر تولیدات ما به دوهزار تن رسیده است و 200 نفر هم مشغول به کار می باشند. در مورد صادرات می توان گفت که صادرات ما جزئی است و گسترده نمی باشد.

من در جامعه ریخته گران ایران، در تأسیس سندیکا و صنعت ریخته گران و شورای عالی آلومینیوم، شورای عالی صنعت آبکاران و تعاونی آبکاران حضور مستمر داشتم و در تأسیس آنها نقش مهمی ایفا کردم و به فعالیت با مرکز پژوهشها نیز مشغول می باشم. به طوری کلی کارهایی که هم علمی و هم تحقیقی باشد را به انجام رسانده ایم و در حال حاضر در طراحی و ساخت ماشین هستیم.

یکی از عوامل موفقیت من این است که کار را به مانند مثلثی می دانم که یک گوشه آن درآمد برای کار و زندگی است و یک گوشه ی ان وجهه ی اجتماعی و گوشه ی دیگر ارضاء شدن شخص می باشد و یکی دیگر از عوامل موفقیت من، مطالعه ی کاتالوگها و به طور کلی مطالعه فکر دهها هزار انسان متفکر و با هوش بود که می توان راه آنها را دنبال کرد و به انسان خودکفایی می دهد که برای طراحی و ساخت درنگ ننماید.                .    

بازدید : 8988

نماد اعتماد
logo-samandehi