مصاحبه با سعید جابر انصاری: شرکت دژپاد

نام ونام خانوادگی: آقای سعید جابر انصاری

نام شرکت: دژپاد

نام محصول: قفسه های فلزی

تحصیلات: فوق لیسانس مکانیک از usla

 
در سال 1340 در امیر آباد به دنیا آمدم و در سال 1350 به منطقه پاسداران نقل مکان کردیم  و از سال 1356 هم برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و حدود 7 سال در آمریکا بودم  و الان هم چندین سال است که  به ایران بازگشتم. فعالیت شرکت از سال 1332 در سرچشمه با تولید قفسه های فلزی آغاز شد  و در سال 1347 هم تحت عنوان دژپاد در جاده مخصوص کرج  یعنی در محلی که الان کارخانه می باشد فعالیت آغاز شد  و به همین دلیل ما شروع فعالیتمان را در در سرچشمه قرار دادیم  و شروع کارمان را از 50 سال پیش می گوییم. مرحوم پدرم  در 10 سالگی پدرشان را از دست دادند، روزها کار می کردند و شبها درس می خواندند و چون به کار فنی هم علاقه بسیار داشتند در هنرستان فنی آلمانی ها مشغول به تحصیل شدند  و چندین شغل عوض کردند  و در نهایت در کار آهن فعالیت هایی را شروع کردند که شرکت دژپاد  و دنیای فلز که در جاده کرج است را ایشان تأسیس کرد و همچنین کوره صنعتی سپاهان را در اصفهان  و تعداد زیادی شرکت و مؤسسات دیگر از جمله مؤسسات خیریه جزء تأسیسات ایشان بوده است  و واقعاً زندگی پرباری داشتند.

در کودکی به خاطر رفت و آمدهای زیادی که به کارخانه داشتم  و از آنجایی که کار وزندگی با هم عجین شده بود و از همان دوران علاقه داشتم در این زمینه فعالیت کنم  و دوست داشتم در خارج از از کشور تحصیل کنم و به مملکت خودم باز گردم  و همین جا بتوانم کاری انجام دهم و به مملکت خودم خدمت کنم.

کسی که خیلی در زندگی من اثر گذار بود دکتر مجتهد بود، زمانی که در البرز در می خواندم رئیس دبیرستان البرز بودند و همچنین ایشان دانشگاه پلی تکنیک  و دانشگاه شریف را احداث نمودند، ایشان بسیار برای بچه ها ارزش قائل بود و در تک تک بچه هایی که آنجا تحصیل می کردند اثر گذار بود و الگوی شخصیتی که ایشان داشتند خیلی مؤثر بود و فکر می کنم غیر از پدرم اساتید و معلمانم ب. دند که بر روی من تأثیر گذار بودند.

در دوران کودکی از لحاظ مالی مشکلی نداشتم  ولی از نظر عاطفی چون 15 سالم بود که از ایران رفته بودم با این که برادرهایم در آمریکا بودند سال آول برایم بسیار سخت گذشت. پدرم همیشه اعتقاد داشت که فرزندانش نباید راحت طلب بزرگ شود به همین دلیل من را به جایی فرستاد که باید سختی های بسیاری را تحمل می کردم  و فکر می کنم اگرچه دوران خیلی سختی بود ولی بسیار سازده بود.

مادرم خانه دار بود و الان هم که به این جا رسیده ام فکر می کنم نقش چنین زنی در خانه به مؤفقیت مرد اثر بسیار دارد که با آسودگی از خانه بتواند در کارش تمرکز کند و خوشبختانه ما هم از این فضا بهره مند بودیم.

هدف اصلی من از کار در دوران تحصیل کسب تجربه بود، به نظرم ریشه اصلی موفقیت من در دانشگاه این بود که درسی را که می دادند همان روز مطالعه می کردم و برای دوستان ایرانی ام کلاس های مجانی برگزار می کردم در واقع با آموزش دادن به دیگران آموزش می دیدم  و با رشد دادن دیگران تجربیاتم افزایش می یافت.

برای کسانی که می خواهند در صنعت و کارآفرینی فعالیت کنند فکر می کنم داشتن تحصیلات دانشگاهی بسیار مفید است.

اصلی ترین ویژگی افراد کارآفرین  و موفق همان  خردورزی و به عمل در آوردن این اندیشه است و تحصیلات دانشگاهی در نوع این اندیشه و نحوه پیاده کردن آن می تواند مفید می باشد.

من همیشه آینده را روشن می بینم  و از ایده ها استقبال می کنم  چون من را نسبت به کار دلگرم می کند.

شانس یا قسمت به نوعی فرصتی است که به انسان رو می آورد و اگر بتواند از آن استفاده کند مؤفق است و اگر نتواند از این مؤقعیت استفاده نکند لطمه می خورد ولی برای موفقیت هیچ زمانی روی شانس تکیه نکرده ام.

کار ما به مثابه کوهنوردی است که به عقب که نگاه می کند

می بیند که مقداری جلو آمده است  ولی وقتی به خلو نگاه می کند می بیند هنوز راه بسیار زیادی باید بپیماید.

از نظرم اعتقادات مذهبی نقش مهمی در زندگی ایفا می کند وقتی انسان می خواهد از پستی بلندی های زندگی بگذرد و زمانی که به نفس آخر می رسد با یک نگاه به ارزش ها و اصول اعتقادی اش انرژی می گیرد وبا یک تلاش مضاعف موانع را پشت سر

می گذارد.

تلاش و پشتکار نقش اساسی در زندگی ایفا می کند اما مهم این است که این تلاش و پشتکار هوشمندانه باشد پس شرط لازم انتخاب راه درست است و شرط کافی تلاش و کوشش فردی و گروهی است.

هرکسی که کاری را شروع می کند قطعاً شکست هم می خورد ومن شکست های کوچک هم داشته ام  ولی شکست عامل مؤثری برای پیروزی است.

در هر کاری رضایت خداوند مهم ترین عامل است و بعد وجدان خودم می باشد. پدرم هر کاری که انجام می دادند بر اساس وظیفه ای بود که داشتند  و ما هم سعی بسیار کردیم که به ایشان اقتدا کنیم. از جمله موانعی که وجود داشت عدم اعتماد به نفس بود که از مؤفقیت های پی درپی بدست آمده است که این مشکل با وجود مؤفقیت هایی که شرکت کسب کرده است از بین رفته است.

پیشنهاد یا توصیه ای که برای جوانان کار آفرین دارم: روشنایی همه جا پشت در است، در گشودن هنر است، فکر می کنم همین یک جمله کل بحث کار آفرینی را برساند و همچنین افرادی که خوب زندگی می کنند و می خواهند خوب زندگی کنند و این خواست آنها باعث می شود که دیگران هم خوب زندگی کنند و گمان می کنم اگر کارآفرینان ما هم بتوانند به گونه ای       

ارزشها و اعتقادات ما را با فعالیت های اصول علمی در دنیا که برای ایجاد صنعت و اشتغال ادغام کنند هم خوب زندگی می کنند و هم باعث می شوند که دیگران خوب زندگی کنند، آنها واقعاً رسالت خودشان را انجام داده اند.

بازدید : 13768

نماد اعتماد
logo-samandehi